تبلیغات
بیو گرافی هرکس هر چیز - زندگینامه: عطاءالله جنگوگ (1327- 1389)
شنبه 7 خرداد 1390  02:15 ب.ظ

زندگینامه: عطاءالله جنگوگ

(1327- 1389)

 

عطاءالله جنگوگ آهنگساز و نوازنده تار و سه تار و ردیف‌دان در سال ۱۳۲۷ در جنوبی‌ترین شهر استان فارس، شهر لار، دیده به جهان گشود

از اوایل ورود به دبیرستان به ساز تار علاقه‌مند می‌شود و چنانکه خود در گفت‌وگویی با همشهری عنوان کرد، با بهره گیری از اشیایی مثل چوب و نخ ابریشم و تار به ساخت سازی روی می‌آورد.

به گفته جنگوگ آن زمان «یک رادیوی دوموج داشتیم که تنها معلم من بود. من نیز نوازندگی اساتیدی را که در رادیو می نواختند در خانه تقلید می کردم. خوب، آن موقع در شهر ما استادی نبود، تا سال ها بعد که خدمت استاد مرحوم عذاری در تبریز رسیدم»
علاقه مندی به تار سبب می‌شود تا وی پیش از رفتن به دانشگاه به سراغ استاد محمد حسن عذاری برود که از جمله شاگردان درویش‌خان و مرحوم شهنازی بود، اما این آموزش کوتاه مدت پاسخگوی نیاز جنگوگ جوان نمی‌شود و مدتی بعد با دادن امتحان در دانشکده هنرهای زیبای تهران در رشته موسیقی پذیرفته‌ می‌شود و به تهران می‌آید.

موسیقی را در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پی گرفت و همزمان نزد استادان علی اکبرخان شهنازی، محمد حسن عذاری و غلامحسین عذاری به آموزش نوازندگی تار و سه تار و رموز و ظرایف موسیقی سنتی پرداخت. 

همزمان با ثبت نام در دانشکده نزد استاد علی اکبر خان شهنازی می‌رود و  هفته ای دو جلسه در هنرستان و دو جلسه در مکتب صبا با ایشان کار می کند. چنگوگ از معدود شاگردان استاد علی‌اکبرخان شهنازی بود که 9 سال مداوم از محضرش کسب فیض کرد.و چنانکه خود می‌گوید:«. خدا رحمتشان کند. منزلشان دماوند بود و من مرتب این مسیر را می رفتم و می‌آمدم.»اعتماد استاد به آموخته‌های جنگوگ به حدی بود که او را بعد از مدتی به تدریس در کلاسی جداگانه می‌گمارد و البته به گفته جنگوگ «ایشان هم نظارت می کردند و اگر اشکالی در کار بود، درست آن را تذکر می دادند»

او  در دانشگاه نیز با استاد نورعلی خان برومند چهار سال کار کرد تا این که یک روز دکتر داریوش صفوت، مسئول مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آن زمان به دانشگاه می‌روند و با وسواس خاصی کسانی را که علاقه مند بودند و می دانست که حالا به نوعی جدیت بیشتری در کار از خود نشان می دهند، برای همکاری با مرکز دعوت کرد که  به گفته چنگوگ« پرویز  مشکاتیان، محمدعلی کیانی‌ نژاد، علی اکبر شکارچی و من»از جمله آنها بودند . در سال‌های ابتدایی فعالیت مرکز از محضر بزرگانی چون استاد سعید هرمزی، استاد فروتن، استاد بهاری و استاد بیکجه خانی بهره برد.

 او از بیکجه‌خانی یاد می‌کند که « استاد بیکجه خانی فقط ماهی دو بار می آمدند مرکز. وقتی هم که می آمدند، من ایشان را رها نمی کردم و از محضر ایشان استفاده می کردم. خلاصه ضمن این که استخدام شده بودیم و در گروه های مختلف با هم کار می کردیم برای ما یک فضای پژوهشی و کارگاهی هم بود که از دانش و تجربه بزرگان موسیقی استفاده کنیم.»

برگزاری کنسرت‌هایی با مرحوم رضوی سروستانی و استاد اصغر بهاری از جمله کارهای چنگوگ در سال‌های اولیه شکل گیری مرکز حفظ و اشاعه بود. چنگوگ تا سال 1375 با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی صدا وسیما همکاری می‌کرد

درک چنگوگ  از موسیقی نواحی ایران و ظرفیت‌های این گونه موسیقایی سبب می‌شود تا او از سال 1358 به فکر فکر تنظیم و اشاعه موسیقی فولکلور بیفتد و چهار سال در این زمینه کار کند تا سال ۶۲ که آلبومی را به نام «پرستاره» اتفاق آقایان آذرسینا، شناسا، شفیعیان و مرتضی اعیان، منتشر کرد. این آلبوم برداشتی تازه بود از موسیقی فولکلور و محلی استان فارس که تا آن زمان هیچ کس در این زمینه کار نکرده بود و انصافاً خیلی تأثیرگذار شد و بدعتی شد برای کارهای فولکلور بعدی.

بعد از آن آلبوم، «مال کنون» را منتشر کرد.  اثری که شهرتی ملی پیدا کرد و نام جنگوگ را بر سرزبان‌ها انداخت.. مال کنون موسیقی فولکلور بختیاری ها است. بعد از‌آن آلبوم «چشم به راه» را به اتفاق شهرام ناظری منتشر کرد. کار بعدی آلبوم، «هی جار» ،آلبوم تکنوازی نوروز بود که تقریبا همزمان منتشر شد.

آلبوم سرو و ماه نیز با صدای بهرام باجلان از جمله کارهای بعدی چنگوگ بود.
 چند سال بعد او آلبوم همسایه با صدای علیرضا افتخاری  و «یار کدیم» که برداشتی از موسیقی بندری است  و آلبوم نوای بی نهفت را به همراه کتاب نت این اثر به بازار موسیقی عرضه کرد.

عطاءالله چنگوگ سال‌های پایانی عمرش را با بیماری قلبی دست و پنجه نرم می‌کردو چند بار هم این بیماری وی را تا مرز مرگ پیش برد تا اینکه در نهایت ظهر روز یکم اردیبهشت، در حالی که جمعی بزرگان موسیقی برای افتتاح ساختمان خانه موسیقی گرد هم آمده بودند، در همان مجلس خبر مرگش اعلام شد


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها