تبلیغات
بیو گرافی هرکس هر چیز - نقد همه جانبه نویسنده کافه سینما درباره اخراجی‌ها3: موافقان و مخالفان فیلم مسعود ده‌نمکی بدانند

نقد همه جانبه نویسنده کافه سینما درباره اخراجی‌ها3:

موافقان و مخالفان فیلم مسعود ده‌نمکی بدانند

نمایش اخراجیهای3 از اواخر اسفند ماه 89 دوباره حرف و حدیث های متفاوت در جامعه سینمایی و غیر سینمایی را به راه انداخت. شروعی برای موضع گیری ها، دو دستگی ها و ... هر گروه و طیفی به یک نحو در مقابل اخراجیها موضع گرفتند، برخی آن را شایسته تماشا ندانسته و و گاهی تحریم کردند و عده ای هم برای مقابله با این نوع نگاه تا توانستند از آن دفاع کردند، برایش نوشتند و گفتند و از هر راهی برای گرم نگه داشتن استقبال از فیلم تلاش کردند. اما بیشتر این مخالفت ها و حمایت ها گوش و چشم بسته انجام شد و به ندرت تحلیل درست ارائه شد. در زمانه ای که جامعه و سینمای ما به شدت نیازمند هم رنگی و یک دلی، آسیب شناسی دلسوزانه و نقد سازنده است فرصت ها خرج دعواهای زرگری شده و اصل را به قیمت حاشیه ها رها می کنیم. هر طیف به نحوی به دنبال منافع خود موضع می گیرد و طبیعی است که وقتی خود را می بینیم دیگر قدرت دیدن حقایق را نداریم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


برای مشاهده ادامه روی ادامه مطلب کلیک کنید

 اخراجیها3 با تمام حواشی کوچک و بزرگش که از حدود پنج سال پیش شروع شده، کلید خورد و نهایتا بر پرده سینماها قرار گرفت. اتفاقا نمایش آن همراه شد با اکران آخرین ساخته فرهادی که فیلمی است با موضوع و رویکردی متفاوت. عده ای مثل قبل و از بدو امر با اخراجیها مخالفت کردند و اصلا آن را فیلم نداستند و فروشش را هم ناشی از سطح سلیقه مخاطب ایرانی خواندند. عده ای هم تماشاگر اخراجیها و جامعه ایرانی را متهم به لوده پسندی و ساده انگاری کردند و صریحا گفتند مخاطب اخراجیها در یک گذار ناهمگون می خواهد خود را تخلیه کند و به چیزهای جدی فکر نکند و ده نمکی هم رگ خواب مردم را به دست گرفته و ...

باید پذیرفت اخراجیه های3 به مانند دو ساخته قبلی کارگردانش دچار ضعف های اساسی سینمایی است و از همان انسجام حداقلی هم محروم است. ده نمکی تصمیم گرفته تمام داشته و نداشته اش را رو کند که سرآمد همه ی آنها نقد آقازادگی و بی عدالتی است. بخشی از فیلم او مخلوطی از لودگی است البته تا آنجا که خانواده های مذهبی هم مشکل زیادی با آن نداشته باشند. تیزر تبلیغاتی، پارتی، کلیپ سوسن خانم، شوخی های بیژن مرتضوی و بایرام، صحبت از کیسه و سفید آب، انواع زیپ و تصویر دخترانی که زمانی حضورشان در فیلم ها برایمان آزار دهنده بود و واکنش نشان می دادیم. بخشی دیگر هم پیام های پراکنده و دیالوگ های بیانیه وار از مواضع مختلف سیاسی که انگار ده نمکی شیپوری را به دست گرفته و از فاصله ی نیم متری تو گوشت فریاد می زند. فیلم ضعیف است چون داستان ندارد و مجوعه ای است از داستانک های رها مانده و شخصیت پردازی ناقص و سکانس هایی کاملا تصادفی که به یکباره بر سر مخاطب خراب می شوند.

اما نباید اینها دلیل قضاوت یک جانبه و سیاه نمایی برای فرار از واقعیت شود. به هر ترتیب ما محکوم به پذیرفتن اخراجیها و ده نمکی هستیم. مخاطب اخراجیها هم قطعا می داند برای چه به سینما می رود. اما علت چیست؟ چرا این حجم مخاطب برای فیلم هزینه می کنند و به سینما می روند؟

به نظرم اخراجیها ویترینی از حرف های مردم است که آن ها را از زبان کاراکترها فیلم می شنوند. حرف هایی که مردم منتظرند یک نفر آنها را صریحا بیان کند. حرف هایی مثل نفی آقازادگی و رانت بازی، جبهه را درست باید نشان داد نه درشت، اخراجیها می توانند معراجی ها شوند، آزادی اندیشه بدون قر نمیشه، باید همه یک رنگ شویم، به غیر از راه انقلاب و جمهوری نمی توان به آزادی رسید و یا اینکه بعضی به جای مردم سالاری مردم سواری می کنند و ...

این انتخاب مردم را نباید صرفا به لوده پسندی متهم نمود، بلکه باید به دنبال کشف خواسته عموم مخاطبین باشیم. خواسته ای که با نگاه روشنفکرانه و پزهای مختلف اجتماعی قابل بیان نیست. این خواسته چیست؟ بله ده نمکی مخاطب خود را شناخته و با آنها دیالوگ برقرار کرده است، همانطور که مهران مدیری، رضا عطاران، ایرج طهماسب و دیگران تاحدی شناخته و بهره می برند.

اخراجیها مسیر فیلم هایی همچون لیلی با من است، مارمولک و یا سن پطرزبورگ و ورود آقایان ممنوع را نرفته است و ظرافت های هنری و سینمایی را ندارد اما آیا این دلیلی است تا از روی عناد یا هر چیز دیگر خیلی از موفقیت های آن را نادیده بگیریم. به نظرم باید سطح توقع از ده نمکی و سینمایش را مشخص کنیم تا به قضاوت درست برسیم. در واقع از او چه می خواهیم و حال به چه میزان از پس خواسته هایمان برآمده است.

با توجه به مطلب مذکور باید گفت نباید مخالفین اخراجیها به طور مطلق و از اساس با اخراجیها مبارزه کنند و آن را رد کنند چرا که با هر نوع تعریف، چه سینما را از بعد پاپیولری اش بنگریم که برای مردم خلق شده و چه خلاف آن بالاخره باید اخراجیها را به عنوان یک فیلم سرگرم کننده عامه پسند قبول کنیم، البته با تمام نقدهای جدی بر آن. اینکه تکثیر غیرقانونی اخراجیها درد مشترک همه ی سینمایی ها است. دیگر آنکه با تولید اخراجیها به هر شکل راه تولید فیلم های کمدی سیاسی باز شده و چه بسا بتوان شاهد آثار فاخر در این زمینه بود. و یا اینکه بپذیریم سینمای ایران با تمام محدودیت هایش سالها محل جولان و تاخت و تاز عده ای سودجو و منفعت طلب بوده و با آثارشان هر چه خواسته اند گفته اند و فریاد زده اند. از فیلم های غیر فرهنگی گرفته تا ضد اسلام و انقلاب. پس فقط در مواجهه با ده نمکی حساسیت ها را زیاد نکنیم و شمشیرها را از رو نبندیم. او هم مستحق بیان دیدگاه هایش از طریق همین سینما است.

اما موافقین اخراجیها هم اشکالات جدی و اساسی فیلم را به لحاظ های مختلف سینمایی بپذیرند. نباید یک طرفه قضاوت کرد و نظر عموم منتقدین را ناصواب و تحت تاثیر غرض ورزی های سیاسی بر شمرد. اخراجیها از نبود فیلمنامه ای قوی رنج می برد و لازم تا ده نمکی برای رشد آثارش تجربه کند و چارچوب ها و قواعد سینما را یاد بگیرد. به زور دنبال استخراج معنا و معناگرایی در فیلم نباشیم چون شعارزدگی در اثر موج می زند که نمونه هایش را ذکر شد. ادعای الگو شدن و تاثیر در فرایند مهندسی فرهنگی هم لباسی است که قد و قواره اش هنوز با اخراجیها تطبیق نداشته و کمی بزرگ است.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها