تبلیغات
بیو گرافی هرکس هر چیز - مکانیابى و پیدایش شهر قم
یکشنبه 18 اردیبهشت 1390  12:39 ب.ظ

مکانیابى و پیدایش شهر قم
 

تاریخچه سکونت در ناحیه قم

هرچند بررسى‏ها و گمانه‏زنى‏هاى انجام شده در قم و نواحى اطراف آن در مقایسه با دیگر نواحى فلات مرکزى ایران که حفارى‏هاى سیستماتیک و منظمى داشته‏اند، بسیار اندک است لیکن همین اندازه از یافته‏ها کافى است تا مشخص شود که منطقه قم حداقل از هزاره پنجم قبل از میلاد مسکونى بوده است.

قم در مرکز فلات مرکزى ایران واقع شده است. بزرگترین ویژگى این منطقه موقعیت جغرافیایى آن است. زیرا در دوران‏هاى تاریخى عمده‏ترین راههایى که بین‏النهرین و جنوب غرب ایران را به شمال شرق ایران، افغانستان و سرزمین چین متصل مى‏کرد از میان این فلات مى‏گذشت.(1) برخلاف بین‏النهرین، که در آن مراکز فرهنگى بر کنار رودخانه‏هاى دجله و فرات قرار گرفته بود، در فلات مرکزى ایران به علت نبود اینگونه رودخانه‏ها مراکز فرهنگى بر سر راههاى ارتباطى شکل گرفته است. به سخن دیگر شکل‏گیرى محوطه‏هاى مسکونى در یک محل بستگى به دو عامل مهم داشت. نخست استعداد محل براى زندگى و دوم موقعیت جغرافیایى آن که کوتاهترین و آسانترین راه ارتباط با دیگر مراکز فرهنگى را براى ساکنانش امکان‏پذیر مى‏ساخت. بنابراین بیشتر محوطه‏هاى باستانى پیش از تاریخ در فلات مرکزى در طول راههاى اصلى امروزى واقع شده‏اند که قم یکى از آنان است.(2)

با توجه به موارد فوق مسلم است که انسان عصر سنگ که تازه از کوه فرود آمده و در دشت سکونت گزیده بر روى همان مسیر کمانى شکل اطراف کویر نمک استقرار یافته باشد. اهم این قرارگاههاى انسانى که تاکنون شناخته شده‏اند در کاشان، قم، رى و دامغان واقع است.(3) به علاوه بررسى قطعات سفالینه‏هاى منقوش به دست آمده از قلعه دختر قم(4) و مقایسه نقوش آنها با دیگر مراکز فرهنگى فلات مرکزى همزمان بودن آنها با سفالهاى طبقه دوم سیلک را به اثبات رسانده که پرفسور گریشمن تاریخ آنها را سه هزار سال پیش از میلاد مى‏داند.(5)

گروه باستان‏شناسى «قمرود» در تازه‏ترین اطلاعات خود، تاریخچه سکونت در ناحیه قم را به هزاره پنجم قبل از میلاد مى‏رساند. این گروه با توجه به مواد فرهنگى گردآورى شده در محوطه پیش از تاریخى «قمرود» و همچنین با شش فصل کاوش علمى، و تحلیل دستاوردهاى کاوش، به این نتیجه رسیده است که در این محوطه پیش از تاریخى حداقل هفت دوره ساختمانى وجود داشته است که قدیمى‏ترین آن متعلق به اوایل هزاره ششم یا درست‏تر بگوییم متعلق به هشت هزار سال قبل و جدیدترین ان حدودا اواسط هزاره چهارم است. این مطالعات نشان مى‏دهد مردمانى که در این روستا یا محوطه مى‏زیستند با محوطه‏هاى باستانى دیگر همچون سیلک کاشان، قره تپه شهریار، موشلان تپه اسماعیل آباد کرج، زاغه دشت قزوین، چشمه على رى و دلازیان سمنان در ارتباط بوده‏اند زیرا نفوذ فرهنگى یکسانى در همه این محوطه‏ها مشاهده مى‏شود.(6) به علاوه کاوشهاى دو فصل اخیر در تپه صرم بخش کهک، محوطه بسیار غنى و ارزشمندى را از عصر آهن نمایان ساخت که به جهت گستردگى و غناى اشیاء با تپه غیطریه تهران برابرى مى‏کند.

روند شکل‏گیرى شهر

با مراجعه به تاریخ شهر قم و با توجه به تحقیقات به عمل آمده در خصوص پیدایش شهر مى‏توان دو دوره را مشخص کرد:

الف. قبل از اسلام

ب. بعد از اسلام

الف. مکانیابى شهر قم در پیش از اسلام

اظهار نظر قطعى در خصوص دوره اول نیازمند حفریات و تحقیقاتى همه جانبه است، لیکن آثار مکتوب اسطوره‏اى حکایت از پیدایش و تأسیس تشکیلات شهرى قم در زمان طهمورث دیوبند پادشاه پیشدادى دارد.(7) قولى دیگر از تاریخ اسطوره‏اى ایران، تشکیل تأسیسات شهرى در قم را به کیخسرو و پادشاه افسانه‏اى ایران نسبت مى‏دهد.(8) به نظر مى‏رسد هسته‏هاى اولیه شهر در این دوره کومه‏هاى شبانان و صحرانشینانى بوده است که تشکیلات قبیله‏اى داشته‏اند و به علت موقعیت قشلاقى منطقه، امرا و فرمانروایان محلى قلعه‏هایى به صورت دژ براى خود ساخته بودند. به همین جهت در قدیم ناحیه قم را به علت بسیارى دژها «چهل حصاران» مى‏نامیدند.(9) در بیشتر این دهات مرکزى اشراف و بزرگان روستا اقامت داشتند و در بسیارى از آنها در قدیم حتى تا قرن سوم هجرى آتشکده‏هایى روشن بوده است.(10) از جمله آنها آتشکده بزرگ قم است که امروزه خرابه‏هاى آن بر روى تپه‏اى معروف به «قلعه دختر» در آستانه ورود به دشت قم، از سمت جاده اراک، قرار دارد و بنابر افسانه‏ها به دست کیخسرو ساخته شده که مؤلف تاریخ قم در قرن چهارم مى‏گوید: «آثار آن الى یومنا هذا باقى است».(11)

تحقیقات دهه‏هاى اخیر مشخص کرده است که این بناى کوچک به شهادت قطعات سفالینه‏هاى به دست آمده از آن از دیرباز و حتى قبل از تاریخ، مسکونى بوده و متعلق به اواخر دوره ساسانیان است. با توجه به موقعیت این بنا، مى‏توان گفت که براى هدفهاى مذهبى یا نظامى ساخته شده است. به اعتقاد «گدار» ساخت کلى بنا نشان مى‏دهد که این بنا یک نیایشگاه ساده نبوده بلکه یک آتشکده کوچک بوده است.(12)

امروزه در جنوب شرقى شهر قم مزرعه و منطقه‏اى به نام «شهرستان» وجود دارد که یکى از تپه‏هاى باستانى این دشت است و در قرن چهارم هجرى در مزرعه شهرستان دیه یا دژى به همین نام وجود داشته است.(13) مؤلف تاریخ قم ساخت آن را به راخمانى همان دختر بهمن پسر اسفندیار نسبت مى‏دهد.(14)

پس از اسلام نواحى جدیدالتوسعه شهرى بیشتر در بیرون حصار «شارستان» گسترش یافتند. با رشد شهرنشینى در قرون سوم و چهارم هجرى این بخش‏هاى جدید شهرى که آن را «ربض» مى‏نامیدند توسعه بیشترى یافت و محل‏هاى باستانى «شهرستان» رو به ویرانى نهاد. چنانکه اصطخرى درباره «رى» مى‏گوید: «شارستان بیشتر خراب و ربض آبادان».(15) آقاى سعیدنیا معتقد است که: «مزرعه امروز شهرستان که در قرن چهارم هجرى دیه و در باستان دژ بوده است به احتمال قریب به یقین محل باستانى شهر قم بوده که در هنگام فتوحات مسلمین به وسیله پیشگامان سپاه ابوموسى اشعرى فتح و محتملاً ویران گردیده است.»(16)

این شهر یکبار دیگر نیز بنا به گفته مؤلف تاریخ قم به دست اسکندر خراب شده و این خرابى تا زمان قباد ساسانى باقى ماند تا اینکه قباد یا «کواد» مجددا آن را ساخت و «نام این ناحیت در آخر ایام مملکت فرس از ایام قباد تا به ایام و زمان یزدجرد ویران، آبادان کردکواد بوده است.»(17) دکتر مدرسى در این خصوص معتقد است هرچند که «دژ شهرستان» نقطه ثقل محل باستانى شهر قم بوده است لیکن به نظر مى‏رسد منطقه‏اى که پیش از آمدن اعراب به ایران، قم یا معادل آن در زبان پارسى خوانده مى‏شد، پهنه‏اى وسیع بود که از کمیدان و مزدیجان تا ابرستیجان و جمکران را در برمى‏گرفت و در میان این منطقه وسیع هفتاد دیه به صورت پراکنده و به سبک مرسوم شهرنشینى آن روزگار وجود داشت.(18)

آنچه مسلم است و تاریخ قم نیز بر آن صراحت دارد اینکه شهر جدید دوره اسلامى در محل دهى به نام «ممجان» در جوار نقطه باستانى «شهرستان» تأسیس شده(19) و در قرن سوم تبدیل به شهر بزرگى مى‏گردد. یعقوبى که در این قرن از آن دیدن کرده درباره آن مى‏گوید: «شهر بزرگ قم به آن» «مینجان» گفته مى‏شود شهرى است جلیل القدر که گویند در آن هزارگذر است.»(20)

با توجه به آنچه گذشت به نظر مى‏رسد با ورود اعراب به قم سازمان شهرى قم در محل اولیه خود از بین مى‏رود ولیکن پایه‏هاى آن دوباره به دست مسلمانان ریخته مى‏شود و این شروع دومین دوره شکل‏گیرى شهر قم است. البته باید پذیرفت فاصله میان تخریب شهر ساسانى و پى‏ریزى شالوده شهر اسلامى مدت زمانى به درازا کشیده است. زیرا در فاصله میان حیات آخرین پادشاه ساسانى تا زاده شدن و توانمند شدن حکومت‏هایى که مى‏توانستند تنها بخش‏هایى از سرزمین بزرگ ایران را مستقلاً مدیریت کنند خبرى از شهرسازى و رشد شهرنشینى در ایران در دست نیست و در این زمان طولانى در ایران شهرى تازه بنا نشد تا نقشى خالص که زاده همان دوران باشد را بر چهره خود بنمایاند.

ب. مکانیابى شهر اسلامى قم

بررسى‏هاى مختصرى که انجام گردیده نشان مى‏دهد که به طور کلى سنت شهرسازى اسلامى تحت نفوذ شهرسازى قبل از اسلام شکل گرفت، زیرا اعراب تقریبا هیچ تجربه با ارزشى در زمینه شهرسازى نداشتند. در همان آغاز ورود اعراب به محدوده امپراطورى ساسانى مسلمانان براى اسکان سپاهیان و مهاجرین تازه وارد مجبور به بناى اردوگاه‏هایى شدند که در قرون بعد این اردوگاه‏ها تبدیل به شهر شدند. شهرهاى کوفه و بصره که در سال هفده هجرى بنا گردیدند از همین گروه شهرها محسوب مى‏شوند.(21) این روند در خصوص مکان‏یابى شهر اسلامى قم به گونه‏اى دیگر تکرار شد. قم در سال 23 هجرى به دست سپاه ابوموسى اشعرى فتح گردید.(22) لیکن این حادثه حتى از نظر مذهبى نیز تحول و تغییر مهمى در وضع این شهر به وجود نیاورد و ظاهرا مردم این ناحیه همچنان به کیش زرتشتى باقى ماندند و با پرداخت جزیه به اسلام نگرویدند.(23) هفتاد سال بعد در زمان خلافت عبدالملک گروهى از اعراب اشعرى که جزء هواداران «عبدالرحمن بن محمد اشعث» امیر سیستان بودند پس از شکست خوردن او از حجاج پراکنده شده و روبه قم نهادند. مؤلف تاریخ قم ورود آنان را مصادف با نوروز باستانى مى‏داند: «روز نوروز... سنه 94 هجریه... سه ساعت و پنج دانگ ساعتى از روز گذشته...،»(24)

و مى‏گوید که اعراب اشعرى در بدو ورود مورد استقبال و پذیرش رییس یا دهگان دژ ابرشتیجان که «یزدان فاذار» نام داشت قرار گرفتند و با درخواست او در این خطه رحل اقامت افکندند.(25) این قوم ابتدا در صحراى قم مستقر شدند و در خیمه‏هایى از موى نزول کردند. یزدان فاذار دهگان ابرشتیجان در همان آغاز دیه ممجان را براى مسکن ایشان تعیین کرد. سپس رؤساى قبایل اشعرى در سراى بزرگان یعنى دیه ممجان منزل اختیار کردند و یزدان فاذار پس از چندى ابتدا روستاى «گمر» (جمر) در شمال و سپس دیه «فرابه» را که در جنوب ممجان قرار داشت به اقطاع به آنان واگذار کرد.(26) مهاجرین پس از چندى به بهانه پیمان شکنى ایرانیان با آنان از در ستیز درآمدند و پس از کشتن اشراف عجم اراضى وسیع آنان را تملیک کردند. محمد تقى بیک ارباب مورخ عصر قاجار در شرح این ماجرا مى‏نویسد:

«بعد از زمانى به جهت اختلاف دین و مذهب مؤالفت مبدل به مخالفت شده در شب عید نوروز عجم رؤساى عرب غلامان خود را فرستاده رؤساى مجوسان را در خوابگاه مقتول ساخته صبح عید عزاى همه مجوسان شد لشگر عرب بر آنها تاخته و اموال و حشم آنها را تصرف نمودند چون تفرقه آنها اسباب فتنه بود بناى شهر قم را نهادند که تمام مجوسان در یک محل جمع باشند در اراضى ممجان و میانرو دان بناى شهر را گذاشتند و در آن وقت مشایخ اعراب عبداللّه‏ و احوص و مالک اشعرى بودند. شهرى بنا نمودند دو هزار و پانصد ذرع عرض و دو هزار و پانصد ذرع طول.»(27)

مهاجرین عرب پس از تملک اراضى وسیع اشراف عجم براى افزایش سهم برى قم از رودخانه اناربار به جنگ با کشاورزان «تیمره» (کمره یا خمین فعلى) پرداختند و موفق به افزایش سهم برى آب خود گردیدند و چنان رونقى به اقتصاد کشاورزى منطقه دادند که بنا به گفته جغرافیدانان اسلامى جز در قرن ششم هجرى هیچگاه ناحیه قم چنین رونقى نداشته است. در این مدت دیه یا دژ باستانى «ممجان» به تدریج گسترش یافت و تمام اراضى ممجان و «مالون» و مقدارى از زمینهاى دهات مجاور «قزدان، جمروسگن»، جزو بلده قم گشتند.(28) بدین ترتیب دیه باستانى ممجان که «باب شهرستان» نیز خوانده مى‏شد در عرض دو قرن تبدیل به شهر بزرگى شد.

براساس آنچه گذشت مى‏توان نتیجه گرفت هنگامى که اعراب اشعرى در نیمه دوم قرآن اول هجرى به قم آمدند در شش دیه از آن جمله با نامهاى گُمر و کمیدان و مالون و قزوان و سکن و جلنبادان فرود آمدند. و براى خود شهرى جدید در قسمت‏هایى از سرزمین قم بنیاد نهادند و بارویى کوچک گرد همین قسمت چنان کشیدند که از ابغ دولت تا درب نضر رودخانه در میان شهر بود و از این درب تا گمرو و سعدآباد در کنار رودخانه بنا گردیده بود.(29) بخش کمیدان را نیز با بارویى مستقل از مزدیجان و جز آن جدا کرده‏اند و به این ترتیب شهر جدید اسلامى قم در دو بخش که یکى «ممجان» یا مینجان و دیگرى کمیدان خوانده مى‏شد و میان آن دو رودخانه فاصل بود در قسمتى کوچک از منطقه وسیع مزبور پدید آمد. اما بدون شک دیه ممجان شالوده نخستین شهر سالامى قم است، چرا که مؤلف تاریخ قم آن را «نفس شهر قم» مى‏خواند.(30) دکتر مدرسى با دقت در موارد فوق چنین نتیجه‏گیرى مى‏کند که محل وقوع شهر اسلامى قم درست همین جاست که اکنون در جانب رودخانه بخش یک شهر را تشکیل مى‏دهد.(31)

در یک جمع‏بندى کلى در خصوص بررسى منشأء پیدایش شهر قم به دو دوره بایستى توجه کرد: دوره پیش از اسلام و دوره ظهور و پیدایش مدنیت اسلامى که شهر کنونى قم پیرامون تشکیلات اولیه آن توسعه و گسترش یافته است. مرکزیت شهرى دوره اول آن چنان که مى‏بایست نتوانست ساختار اولیه خود را حفظ کند و در اثر تحولات و رویدادهاى انسانى و طبیعى از هم فرو پاشید. لکن سازمان شهرى اسلامى مى‏توانست با وجود دگرگونى‏هاى مختلفى که در چهارده قرن گذشته به وقوع پیوست بنیان اولیه خود را نگهدارد. و این امر ناشى از هویت اسلامى آن است.

در پایان شایسته است تأکید شود عوامل جغرافیایى و فرهنگى مؤثرى همچون اقلیم معتدل و قشلاقى بودن منطقه؛ وجود شکارگاه‏هاى طبیعى؛ ارایه شرایط محیطى مشابهى با مبدأ اولیه اعراب در جزیرة‏العرب؛ موقعیت ارتباطى و قرار گرفتن در مسیر راههاى تجارى و مبادلاتى و وجود بارگاه مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام همه و همه در ایجاد و گسترش شهر قم نقش بسزایى داشته‏اند.

1. در دوران اسلامى این جاده که مهمترین راه تجارى کشور بود به «راه خراسان بزرگ» یا «جاده ابریشم» معروف بود.

2. مجید زاده، یوسف: آغاز شهرنشینى در ایران، مرکز نشر دانشگاهى، تهران، 1368، ص165

3. گیرشمن، ر: ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه محمد معین، چ هفتم، شرکت انتشارات علمى فرهنگى، تهران، 1368، ص7.

4. تعداد بسیارى از این سفالها، سفالهاى ظریف قرمز رنگ با نقش سیاه بوده‏اند که نقوش آنها بیشتر شامل بزهاى کوهى و پرندگان آبى بود.

5 واندنبرگ، لوئى: باستان شناس ایران باستان، ترجمه عیسى بهنام، انتشارات دانشگاه تهران، 1348، ص124.

6. کابلى، میرعابدین، بررسى‏هاى باستان‏شناسى قمرود، چ اول، سازمان میراث فرهنگى کشور، تهران، 1348، ص124.

7. مستوفى، حمداللّه‏: نزهة القلوب، به اهتمام محمد دبیر سیاقى، طهورى، تهران، 1377، ص67.

8. بیک ارباب، محمد تقى: تاریخ دارالایمان قم، به کوشش حسین مدرسى طباطبایى، حکمت قم، 1353، ص14.

9. بیک ارباب، محمد تقى: همان کتاب، ص49.

10. قمى، حسن بن محمد بن حسن: تاریخ قم، ترجمه حسن بن على بن عبدالملک قمى، تصحیح و تحشیه استاد جلاالدین تهرانى، توس، تهران، 1361، ص58.

11. حسن بن محمدبن حسن قمى، همان کتاب، ص61.

12. گدار، آندره (ودیگران): آثار ایران، ابوالحسن سروقد مقدم، دو جلد، در یک مجلد، چ دوم، بنیاد پژوهش‏هاى آستان قدس رضوى، مشهد، 1371، ص111.

13. سعیدنیا، احمد: قم خواستگاه شهر، شهرهاى ایران، ج2، به کوشش محمد یوسف کیانى، جهاد دانشگاهى تهران، 1366، ص147.

14. حسن بن محمد بن حسن قمى، همان کتاب، ص65

15 اصطخرى، ابواسحق ابراهیم: مسالک و ممالک، به کوشش ایرج افشار، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1347، ص170.

16. احمد سعیدنیا، همان کتاب، ص148.

17. حسن بن محمد حسن قمى: همان کتاب، ص25

18. مدرسى طباطبایى، حسین: تربت پاکان، ج2، مهر قم، 1355، ص11.

19. حسن بن محمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص32.

20. یعقوبى، احمد بن ابى یعقوب: البلدان، ترجمه دکتر محمد ابراهیم آیتى، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1356، ص49.

21. سلطان‏زاده، حسین: روند شکل‏گیرى شهر و مراکز مذهبى در ایران، آگاه، تهران، 1362، ص120.

22. حسن بن محمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص25

23. مدرسى طباطبایى، حسین: قم در قرن نهم، چاپخانه حکمت قم، 1350، ص110.

24. حسین بن محمد حسن قمى: همان کتاب، ص242.

25 حسن بن حمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص244.

26. حسن بن حمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص253.

27. مدرسى طباطبایى، حسین: راهنماى جغرافیاى تاریخى قم، حکمت قم، 1396قمرى، ص20.

28. احمد سعیدنیا، همان کتاب، ص149.

29. حسن بن حمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص53.

30. حسن بن محمد بن حسن قمى: همان کتاب، ص42.

31. حسین مدرسى طباطبایى: تربت پاکان، ص13.


  • آخرین ویرایش:-
آخرین پست ها