دوشنبه 16 خرداد 1390  11:13 ق.ظ

نگاهی به فیلم لطفا مزاحم نشوید

 

فیلمساز و كارگردان قصد نداشته‌اند از بازیگران مانند وسایل صحنه استفاده كنند و آنها را بر مبنای توانایی‌هایشان انتخاب كرده‌اند. به همین دلیل دیدن این فیلم نه تنها كار سختی نیست، بلكه یك كار دوست داشتنی است. یعنی...

به احترام صداقت
فیلم «لطفا مزاحم نشوید» یك فیلم اپیزودیك است كه بعد از تجربه فیلم «دعوت» حاتمی‌كیا ساخته شده است، اما سمت و سوی دیگری دارد. در فیلم حاتمی كیا مجموعه‌ای از شناخته‌شده‌ترین بازیگران سینمای ایران كنار هم قرار گرفتند تا بتوانند موضوعی را كه این هنرمند چندان هم به آن اشراف ندارد به تصویر بكشند؛ از مهناز افشار تا سیامك انصاری. این اتفاق درباره فیلم «لطفا مزاحم نشوید» نیفتاده است. بازیگران زیاد هستند بنابر موضوع و بیشتر توانا هستند تا مشهور. اصولا ساختن فیلم اپیزودیك تجربه‌ای است كه می‌گویند در دنیا چندان با استقبال روبه‌رو نمی‌شود، به خصوص در این فیلم كه آدم‌ها در زندگی هم تاثیر چندانی نمی‌گذارند و حتی همدیگر را نمی‌شناسند.

شهرت

فیلم با حضور بازیگرانی چون افشین هاشمی، هدایت هاشمی، باران كوثری، حامد بهداد و چند بازیگر دیگر پیش می‌رود. این اسم‌ها یك نكته را مشخص می‌كند فیلمساز و كارگردان قصد نداشته‌اند از بازیگران مانند وسایل صحنه استفاده كنند و آنها را بر مبنای توانایی‌هایشان انتخاب كرده‌اند. به همین دلیل دیدن این فیلم نه تنها كار سختی نیست، بلكه یك كار دوست داشتنی است. یعنی شما آنقدر اینها را باور می‌كنید كه اصلا فكر نمی‌كنید كه فیلم می‌توانست جور دیگری پیش برود. شاید تصور كنید كه كس دیگری این نقش را می‌توانست به شكل دیگری اجرا كنید اما شخصیت‌هایی كه در این فیلم حضور دارند با این شكل به تاریخ سینمای ایران اضافه شده‌اند. یك روحانی محضردار، یك مجری و یك همسر روشنفكر، یك پیرمرد و یك پیرزن تنها، یك تعمیركار معتاد و یك دزد تلفنی.

كارگردانی

محسن عبدالوهاب كسی است كه وقتی نامش راجستجو می‌كنید، در سابقه‌اش به چندین همكاری با رخشان بنی‌اعتماد بر می‌خورید. او سال‌هاست كه در عرصه سینمای مستند فعالیت می‌كند و این حوزه را خوب می‌شناسند. او در كار‌های مستندش مسائل اجتماعی را پررنگ می‌كند و آنها را در قالب تصاویر به یاد ما می‌آورد. برخی از كارگردانانی كه در عرصه سینمای مستند حضور دارند دلشان می‌خواهد با بازیگران مشهور وارد دنیای پرزرق و برق سینمای داستانی و بلند شوند. اما عبدالوهاب از این دسته كارگردانان نیست، چندان علاقه‌ای به این دنیا ندارد، حرفه‌اش را، جامعه‌اش و واقعیاتش را دوست دارد و برای گفتن این حرف‌ها به سراغ این سینما آمده است.

مجری ستاره‌ها

 مشهور بودن، مورد توجه بودن و شناخته شدن همیشه یك خوبی‌هایی دارد و یك بدی‌هایی. افشین هاشمی در نقش یك مجری تلویزیونی توانسته خوبی‌ها و مزایای شهرت و سختی‌های آن را نشان دهد. او كه  در جامعه مورد توجه است از این وضعیت راضی است  از این كه همه او را می‌شناسند، اما همسرش این وضعیت را نمی‌پذیرد. این شرایط كار را به جایی می‌رساند كه حتی بر روی زنش دست بلند می‌كند و این آغاز یك ماجرای تازه است. اوج علاقه‌مندی مرد به شهرت هنگامی است كه در میان دعوا سرش به خواندن مجله‌ای گرم می‌شود كه عكس او را روی جلد چاپ كرده است.

روحانی محضردار

مردی شهرستانی در شهر شلوغ تهران. او در این شهر بی‌رحم كیفش را از دست می‌دهد. كیفی كه  شناسنامه‌های یك زوج در آن قرار دارد و به این ترتیب مساله عقدشان به هم خورده به نظر می‌رسد. او در این مسیر گرفتار می‌شود. از یك سو باید مهربان باشد و بتواند دزد را به آوردن كیف راضی كند و از سوی دیگر معامله كند، چانه بزند و كلی هم انرژی بگذارد. او فقط می‌خواهد یك روحانی معمولی باشد، آدم‌ها را آشتی بدهد و آنها را به مسیر راست هدایت كند.

دزد تلفنی

در نمایش‌های رادیویی شخصیت‌ها با صدا تعریف می‌شوند، هویت پیدا می‌كنند و داستان روایت می‌شود. این بار و در این فیلم  اتفاقی كه می‌افتد این است كه یك دزد كه وسایل یك روحانی را در مترو دزدیده است از طریق تلفن خودش را به تماشاگر معرفی می‌كند. افشین هاشمی خودش گفته كه من برای این نقش 3 مدل صدا را در استودیو تمرین كردم، ضبط كردیم و فكر كردم تمام شد. اما بعد كارگردان به این نتیجه رسید كه باید این اجرا زنده باشد. یعنی هر روز این 2 بازیگر سر صحنه می‌رفتند و تلفنی با هم صحبت می‌كردند تا این نقش ثبت شود. به این ترتیب ما اكنون یك شخصیت دیگر در تاریخ سینمای ایران داریم به نام دزد تلفنی كه خواسته عجیبی از روحانی دارد؛ خواندن روضه برای مادرش از طریق تلفن همراه.

تعمیركار معتاد

حامد بهداد این روزها خود را به عنوان بازیگری شناسانده كه هر فیلمی را كه كمی منطق پشت آن باشد بازی می‌كند بدون در نظر گرفتن بزرگی یا كوچكی نقش. او اینجا هم تعمیركاری است كه باید از پشت میله‌ها تلویزیونی را تعمیر كند. چون پیرمرد و پیرزن به او اعتماد نمی‌كنند. او در موقعیت متفاوتی است، همسرش او را ترك كرده و همراه نوزادش به اینجا آمده و البته یادش می‌رود نوزاد را با خود ببرد.

فیلمبردار و تهیه‌كننده

یك تهیه‌كننده كه در این زد و بندهای دنیای تجاری نیست، علاقه‌های فردی دارد و بیشتر دنبال این است كه فضا را به شكل دیگری در بیاورد. كارگردانی می‌كند و فیلمبردار نیز هست. نام او محمد احمدی است. حالا در كارنامه‌اش حداقل 3 فیلم دارد كه با ریسك ساخته شده است. اول فیلم «شاعر زباله‌ها». یكی از كارگران شهرداری عاشق شاعری می‌شود. رفتگر «صابر ابر» و شاعر «لیلا حاتمی» است. عینك كلفت صابر ابر با آن لباس نارنجی‌اش در یادها اكنون ثبت شده است. فیلم دوم «حقیقت گمشده». زن و مرد و 2 بچه در ماشین هستند،  تصادف می‌كنند و مرد با اهدای كلیه مرد دیگری زنده می‌ماند. حمید فرخ‌نژاد حالا دنبال این است كه خودكشی كند. اما این همه ماجرا نیست. فیلم «حریم» از اولین فیلم‌های ژانر ترسناك كه در ایران به نمایش درآمد. فروش فیلم به نسبت بودجه‌ای كه صرف آن شده بود توانست امتحان موفقی در سینمای ایران باشد. اینك او پذیرفته كه یك فیلم اپیزودیك را تهیه و فیلمبرداری كند. با تمام سختی‌های مسائل اكران این فیلم مخاطب را راضی نگه داشته است. این فیلم از اسفندماه نوبت گرفته بود و اكنون اكران شده است. شاید حركت‌های نرم دوربین از ویژگی‌های این فیلم باشد.
 


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 16 خرداد 1390  10:10 ق.ظ

درباره «آناهیتا»

 

بازی میترا حجار كه پس از چند سال دوری از سینما و تلویزیون، بازگشت خوبی با آناهیتا دارد از معدود نكات مثبت فیلم است كه نشان می‌دهد در مدت غیبتش از سینمای ایران...
 
چشم‌اندازی در مه
عزیزالله حمیدنژاد
از كارگردانان برجسته و اندیشمند سینمای ایران است. در آثار متنوع او می‌توان ردپای انواع گونه‌های سینمایی را یافت. حمیدنژاد سال‌ها پیش با كارگردانی «هور در آتش» یكی از مفهومی‌ترین و ماندگارترین آثار را در ژانر دفاع مقدس ساخت و پس از مدتی كم‌كاری و دوری از سینما و یكی دو تجربه ناموفق، با كارگردانی «اشك سرما» بازگشت باشكوهی به جریان اصلی سینمای ایران داشت.
اشك سرما، فیلمی است كه داستان آن و مكان وقوع رخدادهایش ممكن است هر كارگردانی را از آن گریزان كند. همچنان كه هور در آتش نیز چنین ویژگی داشت، اما یكی از خصوصیات حمیدنژاد این است كه در سینما به دنبال تجربه‌هایی است كه تاكنون كسی سراغ آن نرفته است. به یك معنا می‌توان گفت او كارگردان پروژه‌های دشوار و سنگین است. البته پروژه سنگین در سال‌های اخیر به فیلم‌هایی گفته می‌شود كه فقط از نظر بودجه و هزینه، ركوردهای سینمای ایران را بشكنند! در حالی كه تماشای مجدد فیلم‌هایی مثل هور در آتش و اشك سرما نشان می‌دهد كه كار كردن در آن شرایط دشوار، از چه كسی ساخته است و یك كارگردان تا چه اندازه باید به سوژه و اثر خود اعتقاد داشته باشد كه این سختی را به جان بخرد.
 
درباره تازه‌ترین فیلم عزیزالله حمیدنژاد نیز این موضوع كاملا صدق می‌كند. «آناهیتا» فیلمی نیست كه مثل «سن‌پترزبورگ» میان چند كارگردان دست به دست بچرخد و سرانجام یكی آن را انتخاب كند. نه فقط این، كه فیلمنامه آناهیتا به گونه‌ای است كه امكان ساخت فیلمی براساس آن تا حدودی خوشبینانه به نظر می‌رسد. اینها را در ستایش از كارگردانی می‌گوییم كه به شهادت آثارش، علاقه زیادی به خطر كردن دارد؛ گاهی مانند هور در آتش و اشك سرما به موفقیت می‌رسد و گاهی مانند قله دنیا، ستاره‌های خاك و آناهیتا نتیجه كارش ناامیدكننده از آب درمی‌آید. كسانی كه آناهیتا را دیده‌اند خوب می‌دانند چه پروژه تقریبا ناممكنی در مرحله اجراست و خواندن خلاصه داستانش نشان می‌دهد كه كارگردانی آن تا چه اندازه می‌تواند جاه‌طلبانه باشد: «تعدادی دانشجو هنگام آزمایش روی مولكول آب به حقایقی دست پیدا می‌كنند. خورشید كه بر اثر این حادثه ضربه روحی سختی خورده است، می‌كوشد با آزمایش‌های خاص ابداعی‌اش به راز این جنایت پی ببرد.» خورشید نام دختری دانشجوست كه با دوستش درس می‌خواند و كار و زندگی هم می‌كند. دوستش به شكل مرموزی به قتل می‌رسد و خورشید برای این كه بفهمد قاتل كیست، از روش‌های علمی اقدام می‌كند.
الگوی اصلی این نوع قصه‌گویی به درام‌های جنایی و پاورقی‌های قرن 19 انگلیس و دهه 30 و 40 آمریكا برمی‌گردد كه كشف قاتل از هزارتوی تحقیقات برای تماشاگر جذابیت ایجاد می‌كند. تا پیش از نمایش آناهیتا تصور می‌شد فیلم حمیدنژاد در ژانر آثار علمی و شبه‌مستند باشد، اما بعد مشخص شد كه این تحقیقات علمی بر مولكول‌های آب، صرفا بهانه‌ای است برای طرح‌ریزی و به نتیجه رساندن یك ماجرای عاطفی ـ جنایی.
 
حمیدنژاد پیش از ساختن فیلم اولش و در زمان فعالیتش در عرصه فیلم كوتاه، در پروژه‌های سینمایی مسوولیت‌های متعددی داشت: عكاس، دستیار كارگردان، فیلمنامه‌نویس، طراحی صحنه‌های نظامی و.... به این ترتیب، كار در عرصه‌های گوناگون به او آموخته كه در سینمای حرفه‌ای، هر ایده، فكر و دیدگاه گیرم روشنفكرانه و بكر، مادامی كه در پیوند با جذابیت‌های قصه‌گویی و دراماتیك نباشد، نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت. او آنقدر باهوش و هنرمند است كه سال‌ها پس از كارگردانی مستند كوتاهی به نام «مرثیه حلبچه»، بار دیگر برای روایت قصه‌ای در ستایش مردمان كردنشین مرزهای غربی كشورمان با همان اندوخته‌های تجربی‌اش از اثر قبلی، خود را آماده كارگردانی اشك سرما می‌كند. اما اشكال كار آناهیتا دقیقا از جایی شروع می‌شود كه احساس می‌كنیم اولا قصه فیلم ظرفیت تبدیل شدن به اثری پركشش را برای تماشاگر عام ندارد و نیز این كه ایده قصه‌گویی بر مبنای یك الگوی عاطفی ـ جنایی، در اجرا موفقیت‌آمیز نبوده است. انتخاب پوریا پورسرخ برای ایفای نقش شخصیتی پیچیده و چند لایه كه پس از سرخوردگی از عشق، اقدام به جنایت می‌كند، انتخاب كاملا نادرستی است. از سوی دیگر مقدمه‌چینی طولانی آناهیتا برای معرفی 2 شخصیت دختر دانشجو و تحقیقات و آزمایش‌هایشان، عملا حوصله تماشاگر را سر می‌برد.
عنصر غافلگیری یكی از ایده‌های سینمایی مورد علاقه حمیدنژاد است. در اشك سرما تماشاگر پس از آگاهی از ماهیت دختر و عضویتش در گروهك تروریستی به وجد می‌آید. همچنین این ایده، باعث می‌شود تا رابطه میان سرباز با این دختر، ابعاد پیچیده‌تری پیدا كند. در آناهیتا نیز پسر عاشق‌پیشه تقریبا آخرین كسی است كه تماشاگر حدس می‌زند قتل ممكن است زیر سر او باشد؛ مثلا اگر سكانس درخشان پایانی اشك سرما را به خاطر داشته باشید كه دوربین هنگام رخداد فاجعه، روی بازیگر زن و تلاش ناكام او برای نجات مرد متوقف می‌ماند، در اینجا متاسفانه هیچ خبری از این ابتكارات كارگردانی نیست. سكانس بسیار ضعیف یادآوری صحنه قتل با بازی ضعیف پوریا پورسرخ قاعدتا باید تاثیری سهمگین بر تماشاگر داشته باشد، در حالی كه در لحظاتی كمیك از كار درمی‌آید و تماشاگر را در این صحنه به خنده می‌اندازد.
 
بازی میترا حجار كه پس از چند سال دوری از سینما و تلویزیون، بازگشت خوبی با آناهیتا دارد از معدود نكات مثبت فیلم است كه نشان می‌دهد در مدت غیبتش از سینمای ایران هنوز می‌تواند در جایگاه یك ستاره قرار بگیرد؛ ستاره‌ای كه فقط براساس ظاهرش مشهور نیست، بلكه در صحنه‌هایی بازی‌اش می‌تواند به عنوان الگو مورد توجه قرار بگیرد. گذشته از حجار باید از فیلمبردار فیلم (فرشاد محمدی) نام برد كه با چند فیلمی كه در سال‌های اخیر از او دیده‌ایم، نشان می‌دهد آینده درخشانی در سینمای ایران دارد. محمدی برای فیلمبرداری آناهیتا جایزه جشنواره فجر را گرفت و بسیاری از منتقدان نیز كار او را در این فیلم جزو بهترین فیلمبرداری‌های سال ارزیابی كردند. آناهیتا با این كه فیلمی رنگی است اما نحوه نورپردازی و طراحی رنگش، یادآور فیلم‌های سیاه و سفید است. این شگرد یكی از بزرگ‌ترین فیلمبرداران تاریخ سینمای ایران به نام نعمت حقیقی بود كه چندی پیش چشم از جهان فروبست.
آناهیتا فیلم خوبی نیست، اما ضعف‌های آن با فیلم‌های ضعیفی كه به طور طاق و جفت در سینمای ایران ساخته و اكران می‌شوند، تفاوت دارد. آناهیتا فیلمی است كه به شهادت تصاویرش برای هر پلان آن زحمت كشیده شده است. در این‌جور مواقع می‌گویند فیلم به اصطلاح «درنیامده است». اگر می‌گوییم آناهیتا فیلم خوبی نیست، یك دلیل بسیار مهمش این است كه فیلم‌های خوبی مثل هور در آتش و اشك سرما را از كارگردانش دیده‌ایم و انتظار فیلم‌های بسیار بهتری را از او داریم.


  • آخرین ویرایش:-

بهنوش بختیاری:

لطفا گارد نگیرید؛ حرف تازه‌ای برای گفتن دارد!!

 

او بازیگری است که خود را به سادگی می‌زند و با استرس از کم‌و‌کیف نقش‌اش می‌پرسد ولی وقتی سر صحنه می‌آید یک طومار کُنسه باخود می‌آورد. همین فعال بودنش باعث شد...
 
ما در ایران زندگی می‌کنیم و تمام شخصیت‌های سیاسی کشورمان برایمان قابل احترام هستند و اگر انتقادی هم است شامل همه می‌شود پس بهتر است تا اندازه‌ای انتقادپذیر باشیم.
ده‌نمکی درباره حضورش در "اخراجی‌های3" گفته بود: «او بازیگری است که خود را به سادگی می‌زند و با استرس از کم‌و‌کیف نقش‌اش می‌پرسد ولی وقتی سر صحنه می‌آید یک طومار کُنسه باخود می‌آورد. همین فعال بودنش باعث شد از همان زمان فیلمبرداری "دارا و ندار" وی را برای "اخراجی‌های۳" در نظر بگیرم. او در این فیلم با لحن و تکیه‌کلام‌های سیاستمداران؛ سیاستمداری می‌کند
این گفته‌های کارگردان سه‌گانه "اخراجی‌ها"، درباره بهنوش بختیاری یکی از بازیگران فیلم "اخراجی‌های 3" است؛ بازیگری که به واسطه بازی‌های روان و شیرین خود در نقش‌های طنز حسابی بین مردم جای خود را باز کرده است در حالی که خود او دوست دارد در ادامه نقش‌های جدی را نیز تجربه کند.
بهنوش بختیاری که پیش از این با بازی در سریال "دارا و ندار" همکاری با ده‌نمکی را تجربه کرد؛ این بار در "اخراجی‌های 3" قرار است نقشی بسیار متفاوت از کارهای دیگر را بازی کند.
بختیاری در "اخراجی‌های3" در نقش همسر شخصیتی با نام اکبر دباغ ایفای نقش می‌کند، مردی به ظاهر مدرن که قصد شرکت در انتخابات را دارد به همین دلیل همسر وی نیز در نقش یکی از لیدرهای ستاد انتخاباتی او حضوری فعال دارد.
 
اولین شوخی با سیاستمداران
بهنوش بختیاری درباره حضورش در فیلم‌سینمایی اخراجی‌ها به خبرنگار شبکه ایران می‌گوید: پیش از این همکاری خوبی با آقای ده نمکی در سریال "دارا و ندار" داشتیم و از آن جایی که این رضایت دو جانبه بود به همکاری مجددمان در "اخراجی‌های 3" انجامید. در حال حاضر صحبت کردن درباره "اخراجی‌ها" خیلی زود است و باید تا اکران آن صبر کنیم. من در این فیلم نقش همسر یکی از کاندیداها را دارم (رضا رویگری) که به واسطه حال و هوای کار شوخی‌هایی با سیاستمداران داریم و فکر می‌کنم که اولین کاری باشد که در قالب یک کار سینمایی با این قشر از جامعه شوخی می‌کند.
 
یک نقش جدید که حرفی برای گفتن دارد
بختیاری در ادامه تصریح می‌کند: شاید این نقش به مانند "دارا و ندار" طنز باشد ولی تفاوت‌های زیادی بین این دو شخصیت وجود داد و از آن جایی که مانند هر بازیگری که برای رسیدن به این مرحله زمان صرف کرده و زحمت می‌کشد دوست دارم نقش‌هایی متفاوت را تجربه کنم. البته شاید تاکنون تنها کار طنز انجام داده باشم ولی از هر نقش جدید و متفاوتی استقبال می‌کنم . من حس خوبی نسبت به این نقش  دارم  و فکر می‌کنم با این کار از یک نقش جدید که حرفی برای گفتن دارد استقبال کرده‌ام ضمن این‌که به شدت پیگیر مسائل اجتماعی و سیاسی کشور هستم ولی تنها از دید یک بازیگر به این فیلم و نقش نگاه می‌کنم.
 
"اخراجی‌ها" دریچه‌ای برای ساخت آثار انتقادی مناسب
وی این اثر را دریچه‌ای برای ساخت آثار انتقادی مناسب می‌داند و ادامه می‌دهد: فیلم و شخصیت‌های آن هیچ نمونه عینی در جامعه ندارد و امیدوارم این کار راه را برای کارگردانان دیگر که می‌خواهند حرف‌هایشان را ساده و بی تعارف و در لفاف زیباتر بزنند باز کند.
 
تمام شخصیت‌های سیاسی کشورمان قابل احترام هستند
بختیاری حرف‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد: همچنین امیدوارم این کار نیز به مانند تمام کارهای طنز که با  قشرهای متفاوت جامعه شوخی می‌کنند و استقبال هم می‌شود مورد اسقبال مخاطب قرار گیرد و به کسی برنخورد چون قصد گروه از ساخت این فیلم به هیچ عنوان اهانت به کسی نیست. چه بسا که ما در ایران زندگی می‌کنیم و تمام شخصیت‌های سیاسی کشورمان برایمان قابل احترام هستند و اگر انتقادی هم است شامل همه می‌شود پس بهتر است تا اندازه‌ای انتقادپذیر باشیم.
 
حضور در سریال نوروزی شبکه 3 سیما
این بازیگر که مدتی در تلویزیون کمتر دیده می‌شود درباره حضورش در تلویزیون می‌گوید: من دوره‌ای طولانی در تلویزیون بودم و در حال حاضر که پیشنهادات سینمایی بیشتری دارم ترجیح می‌دهم یک دوره‌ای هم در سینما باشم؛ البته این بدان منظور نیست که از تلویزیون فاصله گرفتم کما اینکه در حال‌حاضر کاری برای نوروز امسال در شبکه سه دارم. باید بگویم فاصله گرفتنم از تلویزیون عمدی نبوده ولی گاهی احساس می‌کنم وقتی مردم بیش از اندازه چهره‌ای را در تلویزیون ببینند خسته می‌شوند و  من دلم نمی‌خواهد این خستگی به مخاطب دست بدهد و ترجیح می‌دهم همیشه برای مردم تازگی داشته باشم.
با گارد تماشا نکنید
بختیاری ضمن ابراز امیدواری از استقبال مخاطبان از "اخراجی‌های 3" می‌گوید: این‌گونه فیلم‌ها در همه جای دنیا ساخته می‌شود و خوشحالم که در ایران هم این اتفاق افتاده است و توسط کسی هم ساخته می‌شود که آگاهی لازم را در این زمینه دارد. پس امیدوارم مخاطبان فیلم را دوست داشته باشند و با گارد تماشا نکنند چون حرف تازه‌ای برای گفتن دارد.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :15  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic