دوشنبه 16 خرداد 1390  08:07 ق.ظ

دهه فیلم‌های بی‌مزه!

 

كاراكترها برای خنداندن تماشاگر هر حرف زشت و ناپسندی را حتی به قیمت پایمال شدن برخی از عقاید چند هزار ساله ما می‌زدند. سردمدار این نوع كمدی و البته گروتسك را نیز بیشتر باید....
 
نگاهی به سینمای كمدی دهه هشتاد به بهانه پایان اكران فیلم «اخراجی‌ها 3»
ژانر غالب سینمای دهه هشتاد ما بی‌شك ژانر كمدی بود. اگرچه بهترین آثار این دهه كمدی نبودند اما ژانر غالب كمدی بوده است. اینكه چه عواملی باعث می‌شود كه یك ژانر در یك دهه از سینمای یك كشور حكمفرما شود بحث بسیار مهمی است كه باید به آن پرداخته شود. اما پیش از آن باید به این نكته اشاره كرد كه غالب شدن ژانر كمدی در یك دهه از سینمای ما نكات مثبت و منفی فراوانی را به همراه داشته است.
دانته در جواب این سوال كه چرا اثر بزرگش را كمدی الهی دانته نامیده می‌گوید كه تراژدی برای خواص است و كمدی برای عوام ومن نمی‌خواستم اثرم فقط برای خواص باشد. سینمای دهه هشتاد ما این امتیاز مثبت را داشت كه بیشترین فیلم‌هایش مختص قشر خاصی نبوده‌اند اما از نكات منفی این دهه می‌توان به این اشاره كرد كه متاسفانه هیچ یك از این آثار كمدی جزو آثار برتر دهه نبوده‌اند. آثار كمدی متوسط و بعضا خوبی داشته‌ایم اما هیچ‌كدام در رده آثار مطرح و محبوب این دهه نبوده‌اند. ضمن آنكه تمام كمدی‌ها كمدی سطحی (Low Comedy) بوده‌اند و هیچ اثر یا هیچ كمدینی نداشتیم كه پا را فراتر بگذارد و به درجه‌ای بالاتر از كمدی سطحی (High Comedy) دست یابد. البته در مواقعی و در حد یك سكانس یا یك صحنه این اتفاق رخ داده‌ است اما به هیچ وجه به سطح مطلوب و كاملی نرسیده‌ است. این انتظار در دهه شصت یا دهه هفتاد به هیچ وجه وجود نداشت. اما در دهه‌ای كه گستردگی آثار كمدی و حمایت‌ها از آن چندین برابر گذشته بوده است نرسیدن به یك كمدی متعالی‌تر قطعا یك امتیاز منفی تلقی می‌شود اما به بهانه عبور از دهه هشتاد و احتمال پوست اندازی سینمای ایران، بد نیست سینمای كمدی دهه هشتاد را بر اساس فرمول‌ها و تقسیم بندی‌های معمول كمدی در ادبیات نمایشی بررسی كنیم.
 
كمدی های كلامی ژانر كمدی را به انواع و اقسام فراوانی تقسیم‌بندی كرده‌اند. در این دهه سهم كمدی‌های كلامی بیش از اقسام دیگر كمدی است. اكثر آثار كمدی دهه هشتاد بخصوص از اواسط آن به بعد با تكیه بر شوخی‌ها و به دنبال آن جا انداختن تكه كلام‌هایی در بین جامعه به فروش نسبتا بالایی دست یافتند. از مشهورترین این نوع آثار نیز می‌توان به اخراجی‌ها 1 و 2 اشاره كرد كه برخلاف تصور نه به دلیل سنت شكنی‌ها و جسارت در روایت و قصه كه به دلیل همین شوخی‌های كلامی فراوان دست به ركورد شكنی زد. از این نظر نیز این دو اثر موجب تاثیر گذاری روی بسیاری از كمدی‌های بعد از خود شدند. افراطی‌ها یكی از این آثار است كه تاثیر پذیری بسیار زیادی از این دو فیلم دارد. البته آثاری نیز بودند كه قصه و موقعیت نسبتا قابل قبولی داشتند اما به دلیل همین سلیقه‌سازی برخی فیلم‌های گذشته در ورطه همین شوخی‌های كلامی افتادند. فیلم سن پطرزبورگ اثر بهروز افخمی بهترین مثال در این خصوص است.
گاهی كمدی‌ كلامی‌های ما به دلیل استقبال مردمی فراوانی كه در مقاطعی از آن‌ها شد آنچنان افسار گسیخته شدند كه به نوعی به این سمت پیش رفتند. كه كاراكترها برای خنداندن تماشاگر هر حرف زشت و ناپسندی را حتی به قیمت پایمال شدن برخی از عقاید چند هزار ساله ما می‌زدند. سردمدار این نوع كمدی و البته گروتسك را نیز بیشتر باید در تلویزیون یافت تا سینما. رضا عطاران در اكثر آثارش و بخصوص در دو سریال آخر تلویزیونی‌اش به شدت به این نوع كمدی و البته نوعی كمدی گروتسك نزدیك شد. اساسا تلویزیون در دهه هشتاد نقش مهمی در سلیقه‌سازی مخاطبان و به دنبال آن جهت دهی ناخودآگاه به سینماگران داشته است. تلویزیون در دهه هشتاد بیشترین تعداد سریال كمدی را به روی آنتن فرستاد و تقریبا تمام گونه‌های كمدی سینمای ایران پیش از آنكه در سینما مخاطب پیدا كنند در تلویزیون مخاطب انبوه یافته‌اند. به جز كمدی‌هایی كه خطوط قرمز پر رنگی دارند. مثل كمدی‌های سیاسی كه البته باز هم با شمایل دیگری در تلویزیون یافت می‌شوند یا كمدی‌های جوان پسند. البته كمدی رمانتیك هم در تلویزیون به شكل كمرنگی داشته‌ایم اما كمدی‌هایی نظیر آتش بس را در سینما خیلی نمی‌توان كمدی رمانتیك نامید. این نوع آثار بیش از آنكه تحت تاثیر این ژانر باشند و به نوعی باقی مانده سینمای آن سال‌ها هستند، با این تفاوت كه كمی معتدل‌تر و منطقی‌تر هستند. اما در كل با نیم نگاهی به این نوع علایق سینماروها ساخته شده‌اند. در زمینه كمدی‌های سیاسی نیز فیلم سینمایی نان، عشق، موتور هزار نیز كه جزو اولین آثار كمدی دهه هشتاد محسوب می‌شود وجود دارد كه به نسبت دیگر آثار كمدی سیاسی تاریخ سینمای ما قطعا اثر قابل قبولی به شمار می‌آید. اخراجی‌ها 1 و 2 نیز جزو كمدی‌های سیاسی محسوب می‌شوند. البته باز هم نه به اندازه و شدت نان، عشق، موتور هزار اما همین كه زمینه ساز ساخت اخراجی‌ها 3 در آغاز دهه نود می‌شوند كه یك فیلم كاملا سیاسی محسوب می‌شود به نوعی می‌توان آن‌ها را سیاسی خواند و جالب‌تر آنكه در این دهه نوعی از كمدی در ایران رواج پیدا كرد كه یادآور فیلم‌های موسوم به تلفن سفید در ایتالیاست. آثاری كه با درشت نمایی زندگی شیك و بی‌دغدغه، قشر خاصی از تماشاگران را جذب می‌كنند. فیلم‌هایی مثل توفیق اجباری و زن‌ها فرشته‌اند جزو این دسته از آثار هستند. آثاری كه با نمایش حسرت‌های زندگی یك قشر خاص، مثل پرداختن به زندگی سوپر استارها، نمایش بی‌حد و اندازه خانه و اتومبیل‌های لوكس و گران قیمت و عدم نمایش سختی‌های زندگی و كار و زحمات روزمره در مقاطعی نیز به فروش بالایی دست یافتند.
 
البته كمدی‌هایی نیز داریم كه نام خاصی ندارند اما مشخصات قابل تحلیلی دارند. به عنوان مثال كمدی‌هایی كه در آن یك نفر كه معمولا دختری دم بخت هم هست از فرنگ به كشور می‌آید و جنگ و جدال عشاق این از فرنگ برگشته محوریت كمدی را تشكیل می‌دهد. در این نوع آثار از فرنگ برگشتن نمادی از كمالات یك دختر است. در حقیقت خود كمالات یك دختر است. آثار قدرت الله صلح میرزایی معمولا از این الگو تبعیت می‌كنند و فیلم دلداده نیز نمونه كامل این نوع كمدی است. از مولفه‌های دیگر این نوع كمدی كه به طرز انبوهی در نیمه دوم این دهه رشد یافتند كمرنگ بودن روابط علی و معلولی، تمایل شدید به نزدیك شدن به ساختار فیلمفارسی‌های قبل از انقلاب و از همه مهم‌تر فیلمنامه‌های سست و به شدت سطحی است. عرصه بازیگری هم در این دهه، عرصه متناقض و بی‌در و پیكری بود. در دو دهه گذشته با وجود آنكه آثار كمدی به این اندازه تولید نمی‌شدند اما افرادی بودند كه پتانسیل تبدیل شدن به یك كمدین را داشتند اما متاسفانه در این دهه نه. ضمن آنكه استفاده از نابازیگران و به شهرت رساندن چهره‌های روزمره نیز در این دهه بیش از همیشه باب شد. نوع استفاده از این نابازیگران به این ترتیب است كه با استفاده از عدم توانایی‌های بازیگری حرفه‌ای این افراد تولید خنده شود. چه با حركات و چه با گنجاندن حرف‌های نامرتبط با سن و سال و فرهنگ ‌آنها. از این نظر نیز كمدی‌هایمان به نوعی به سیاه بازی هم شباهت دارند. هركدام از این نابازیگران با توجه به عدم توانایی‌های بازیگری‌اش اشتباهاتی كرده و حرف‌های نامربوطی می‌زند كه كاملا مورد نظر كارگردان این نوع كمدی‌ است. چیزی كه در كمدی‌های بین‌المللی به كمدیا دل آرته معروف است. با این تفاوت كه این نسخه بسیار من درآوردی و سوءاستفاده گرایانه آن است و سازندگانشان نیز هیچ اطلاعاتی از اجزای كمدیا دل آرته ندارند. این اتفاق باز هم پیش از سینما در تلویزیون افتاد و باب شد. در این بین، دهه هشتاد نوعی از كمدی را متولد كرد كه جزو هیچ یك از این دسته‌ها قرار نمی‌گیرد و چه بسا در آینده‌ای نزدیك خودش به یك سرشاخه تبدیل شود. كمدی شبكه نمایش خانگی. یك كمدی صد در صد من در آوردی كه البته سینمای دهه نود قطعا از آن استفاده خواهد كرد. فیلم سینمایی وفا 2012 كه برای پخش در شبكه نمایش خانگی تهیه و تولید شده‌ است اولین هدیه این سینما و این نوع كمدی تازه كشف شده به دهه نود است.
اما از این آمار رنگارنگ نتیجه دیگری را نیز می‌توان گرفت. نتیجه‌ای كه نه می‌توان آن‌ را خوب ارزیابی كرد و نه بد. در این دهه بهترین آثار كمدی را كمدی سازها نساختند. فیلمسازانی كه با آثار جدی‌شان به مقام و منزلتی رسیده‌اند آثار كمدی قابل قبول تری ارائه دادند. از داریوش مهرجویی (مهمان مامان) گرفته تا كمال تبریزی و حمید نعمت الله. این موضوع هم آدم را به داشتن اسعتداد‌های بزرگی همچون این فیلمسازان كه در هر حوزه‌ای اثر درخشان ساخته‌اند، امیدوار و دلگرم می‌كند و هم بابت نداشتن یك كمدی ساز خوب و درجه یك، كمی نگران.


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 15 خرداد 1390  11:04 ب.ظ

آیا واقعا روزه برای بدن مفیده؟؟

 

در اثر روزه اطمینان و آسایش برای انسان به وجود می آید ، زیرا انسان درک می کند که با روزه داری با خدای جهان و آفریننده خود رابطه پیدا کرده است .

  فلسفه روزه داری، تکامل جسم و جان است. چرا که گفته اند: عقل سالم در بدن سالم است . دانشمندان اسلامی و غیراسلامی در این باره جزوه ها  و کتاب ها ی زیادی نوشته اند و برخی از آثار آن را بیان کرده اند ؛ از جمله: رفع سوء ها ضمه، تقویت بهداشت عمومی، جلوگیری از آپاندیس، ‌پاک سازی مجاری ادرار، رفع بیماریها و امراض جلدی و دفع چربی ها ی زاید. روزه در درمان بیماری های غیرقابل علاج مؤثر است. به هر حال نقش روزه داری در سلامت تن و تکامل روح غیر قابل انکار است. پیامبر (ص) فرمودند: (صومو تصحوا ؛ روزه بگیرید تا سلامت شما تضمین شود.) شاید به همین دلیل باشد که قضای روزه واجب است. حتی زن حائض که قضای نمازهایش بر او واجب نیست؛ اما قضای روزه ها ی نگرفته بر او واجب است. روزه تمام دستگاههای بدن، بافت ها ، رگ ها  و غده ها  ، اعصاب، اجزای بدن ، روده ها  و شرایین را از خستگی بیرون می آورد. زیرا در اثر عملیات مداوم و شبانه روزی ، ‌قسمت ها ی مختلف بدن ، سست و ضعیف می گردد .

اشتباه نشود اینکه گفتیم در اثر روزه گرفتن استراحت می کند، معنای آن این نیست که از عمل باز می ماند ، بلکه معنای آن این است که از سرعت عمل خود می کاهد تا استراحت کند و خستگی خود را بگیرد و بدین ترتیب روزه، ضعف، احتقان ( بند آمدن ادرار )، چاقی بدن، تصلب شرایین و زخم معده را برطرف می سازد .

درست به همین دلیل است که می گوییم ، روزه عمر را طولانی میکند ، به جسم نشاط می دهد و انسان را از کسلی و سستی نجات می بخشد و از مرض ها  و دردها آزاد می کند .

اخیراً در اروپا و بسیاری کشورهای دیگر بیمارستان ها یی افتتاح شده که از طریق روزه ، بسیاری از بیماری ها  و مرض ها  را معالجه می کنند . وقتی ماه رمضان فرا می رسد برنامه ها ی زندگی عوض می گردد و همین تغییر برنامه ، روح انسان را تازه می کند و به انسان نشاط می دهد ، زیرا روح انسان ، تغییر برنامه های خوراک و خواب و امثال آن را درک می کند. این مطلبی است که تجربه و روان شناسی آن را روشن ساخته است . به روزه داران در هنگام افطار نشاطی دست می دهد که با هیچ نوع نشاط دیگری برابری نمی کند . زیرا شخصی که در طول روز بایستی بعضی از مسائل را رعایت می کرده( خوردن - آشامیدن ) هنگام افطار احساس می کند از این قید و بند رهایی یافته و همین درک آزادی ، یک نوع خرسندی برای انسان به ارمغان می آورد . در روایت وارد شده است که برای روزه دار ، دو خرسندی وجود دارد : یک خرسندی به هنگام افطار و دیگری موقع دیدار خدا .

در اثر روزه اطمینان و آسایش برای انسان به وجود می آید ، زیرا انسان درک می کند که با روزه داری با خدای جهان و آفریننده خود رابطه پیدا کرده است . قرآن کریم می فرماید : ( آگاه باشید که با ذکر خدا قلب انسان اطمینان پیدا می کند ) و بدون تردید ، اطمینان ، از بهترین وسایل دفع کننده اضطراب و وحشت و ترس است.

روزه از دیدگاه دانشمندان:

دکتر (الکسیس کارل) در کتاب انسان موجود ناشناخته می نویسد : با روزه داری قند خون در کبد می ریزد و چربی هایی که در زیر پوست ذخیره شده اند و پروتئین ها ی عضلات و غدد و سلول های کبدی آزاد می شوند و به مصرف تغذیه می رسند. دکتر کارل می گوید : لزوم روزه داری در تمام ادیان تأکید شده است . در روزه ابتدا گرسنگی و گاهی نوعی تحریک عصبی و بعد ضعفی احساس می شود ، ولی درعین حال ، کیفیات پوشیده ای که اهمیت زیادی دارند ، به فعالیت می افتند و بالاخره تمام اعضاء مواد خاص خود را برای نگه داری و تعادل محیط داخلی و قلب قربانی می کنند و به این ترتیب روزه تمام بافت ها ی بدنی را می شوید و آن ها  را تازه می کند.

دکتر (ژان فروموزان) روش معالجه با روزه را شست و شوی اعضای بدن تعبیر می کند که در آغاز روزه داری ، زبان باردار است ، عرق بدن زیاد است ، دهان بدبو است و گاه آب از بینی راه می افتد ، که همه این ها  علامت شروع شست وشوی کامل بدن است . پس از سه چهار روز بو برطرف می شود . اسید اوریک ادرار کاهش می یابد و شخص احساس سبکی و خوشی خارق العاده ای می کند . در این حال اعضا هم استراحتی کافی دارند . دکتر (تومانیانس) راجع به فواید روزه داری می نویسد : (فایده بزرگ کم خوردن و پرهیز نمودن از غذاها در یک مدت کوتاه آن است که چون معده در طول مدت یازده ماه مرتب پر از غذا بوده در مدت یک ماه روزه داری مواد غذایی خود را دفع می کند و همین طور کبد که برای حل و هضم غذا مجهور است دائماً صفرای خود را مصرف کند ، در مدت سی روز ترشحات صفراوی را صرف حل کردن باقی مانده غذای جمع شده خواهد کرد . دستگاه ها ضمه در نتیجه کم خوردن غذا ، اندکی فراغت را حاصل نموده و رفع خستگی می نماید . روزه یعنی کم خوردن و کم آشامیدن در مدت معینی از سال و این بهترین راه معالجه وحفظ تندرستی است ، که طب قدیم و جدید را از این حیث متوجه خود ساخته . مخصوصاً امراضی را که بر دستگاه ها ضمه ، به خصوص کلیه و کبد عارض می شود و به توسط دارو نمی توان آن ها  را علاج نمود ، روزه به خوبی معالجه می نماید . چنانچه بهترین دارو برای برطرف ساختن سوء ها ضمه نیز روزه گرفتن است .

دکتر (گونل پا) فرانسوی می گوید : (چهار پنجم بیماری ها  از تخمیر غذا در روده ها  ناشی می شود که همه با روزه اصلاح می گردد) .

دکتر ( آلکسی سوفورین ) در کتاب خود می نویسد: جسم به هنگام روزه به جای غذا از مواد باقی مانده در بدن استفاده کرده و آن ها  را مصرف می نماید و بدین وسیله مواد کثیف و عفونی ای که در جسم هست و ریشه و خمیره بیماری ها  از آن ها  است . از بین می رود . روزه سبب بهبودی همه بیماری ها  است . بنابراین شایسته است که جسم خود را به وسیله روزه ، نظیف و پاکیزه کنید .

 دکتر (کاریو) امریکایی می نویسد : هر شخص بیمار باید در سال مدتی از غذا پرهیز کند . زیرا مادامی که غذا به تن می رسد میکروب ها  در حال رشدند ، ولی هنگامی که از غذا پرهیز می کند ، میکروب ها  رو به ضعف می روند . وی هم چنین می افزاید روزه ای که اسلام واجب کرده ،‌ بزرگ ترین ضامن سلامتی تن می باشد


  • آخرین ویرایش:-

سنت‌های دوست‌داشتنی

و فراموش شده ماه رمضان

 

از دیگر رسم و آیین‌های جالب مردم تهران نیز در ماه مبارك رمضان، یكی اعلام سحر و افطار با توپ بود؛ چنان‌كه در هر گوشه شهر 2توپ جنگی كار گذاشته می‌شد كه...
 
 یك ‌جرعه ‌تاریخ‌ ماندگار
آداب و رسوم؛ شاید هیچ ماه یا موسم دیگری مثل ماه مبارك رمضان این همه تنوع آداب و رسوم و عادت‌های دوست‌داشتنی نداشته باشد
آدابی كه به‌مرور زمان بخشی از آن به فراموشی تاریخ سپرده می‌شود و بخشی دیگر در طول تاریخ متولد می‌شود. مرور آداب فراموش‌شده این ایام می‌تواند خاطره‌انگیز باشد.

تهران، رمضان، در گذر تاریخ پایتخت

تهران زیبا و دوست‌داشتنی ما و شما، قرن‌هاست كه میزبان شایسته «ماه خدا» حساب می‌شود. از همان شبی كه قرار بود ماهتاب حلول ایام مبارك، آسمان تهران را روشن كند و خانواده‌ها فوج فوج با آب و آیینه و سبزه راهی پشت‌بام می‌شدند تا هلال آغاز ماه رمضان را با چشم خودشان ببینند،
 تا روز عید كه فطریه تهرانیان چراغ  خانه مستمندان را روشن نگه می‌داشت، پایتخت امروز ایران رسم و رسوم خاص خودش را در پاسداشت «شهر صیام» داشته است. آن ‌روزها انگار كه دوباره نوروز آمده باشد، زن‌ها به جارو پاروی خانه می‌پرداختند و مردها، غبار از حصار و حصیر مساجد برمی‌گرفتند. پارچه‌های نو از صندوقچه‌ها بیرون می‌آمد و آدم‌ها در عزیزداشت ماه خدا، جامه تازه به تن می‌كردند. تهران قدیم، غوغا می‌شد، وقتی نفس رمضان را می‌شنید...

شب‌های روشن تهران

مشهور است كه در تهران قدیم، روشنایی معابر تنها تا 2ساعت پس از غروب آفتاب ادامه داشت و پس از آن، با نواختن گزمه‌های حكومتی بر طبل‌هایشان، شهر نیز در كام خاموشی فرومی‌رفت. به میمنت از راه رسیدن رمضان اما، نه تنها عبورومرور بعد از غروب آفتاب قطع نمی‌شد و تا طلیعه صبح ادامه می‌یافت، كه شهر نیز تا سپیده‌دم روشن می‌ماند و تاریكی را جواب می‌كرد.
 در آن زمان و تا سال1297خورشیدی، چراغ‌های نفتی روشنایی شب‌های رمضان را فراهم می‌كرد، اما از آن تاریخ به بعد –مقارن با دوران شاه ناصری– به مدد كارخانه میرزا حسین‌خان قزوینی، تهران روشنایی‌اش را از «گاز» به‌دست آورد. این رویه ادامه داشت تا زمان مظفرالدین شاه كه 400كیلووات برق تولیدی حسین‌آقا امین‌الضراب، پای اختراع مرحوم ادیسون را هم به پایتخت قاجار باز كرد! هرچه بود اما، تهران در تك‌تك شب‌های رمضان روشن می‌ماند تا قدم میهمان پرمهرش را گرامی‌ بدارد.

«گل خندانی»، فرصتی برای رفع كدورت‌ها

اما تهرانیان قدیم بر این باور بودند كه با دلی مملو از كینه و كدورت نمی‌شود گام به اقلیم رمضان گذاشت. چنین بود كه غبارروبی از دل و رفع اختلاف با نزدیكان در زمره آیین‌های استقبال از ماه مبارك قرار می‌گرفت. به این مجالس آشتی‌كنان كه به همت بزرگان برگزار می‌شد، «گل خندانی» می‌گفتند.
 تمیز كردن دل، همگام با تمیز كردن خانه و جامه، آدم‌های این شهر را برای فرارسیدن رمضان آماده كرد. آخرین مرحله استقبال تهران قدیم هم مثل خیلی جاهای دیگر، به پیشواز رفتن بود؛ اهالی پایتخت قاجار نیز 2 ،3روز مانده به آغاز ماه مبارك روزه می‌ساختند تا مراسم  استقبال را به نحو احسن انجام داده باشند.
از دیگر رسم و آیین‌های جالب مردم تهران نیز در ماه مبارك رمضان، یكی اعلام سحر و افطار با توپ بود؛ چنان‌كه در هر گوشه شهر 2توپ جنگی كار گذاشته می‌شد كه این توپ‌ها را هنگام سحر و اذان مغرب، 3بار شلیك می‌كردند و اوقات شرعی را بدین‌ترتیب برای مردم اعلام می‌كردند. ضمن آن‌كه زمانی نیز رسم بر این بوده كه خانه‌ها و مغازه‌ها به ویژه آنان كه در جایگاه مرتفع و بلندتری بودند، یكی، دو ساعت مانده به اذان صبح، جلو در، یك چراغ نفتی آویزان كنند تا مردم با دیدن آن‌ها، بساط سفره سحری را بچینند.

كسب و كار، حلال حلال!

رمضان اما، تاثیر خودش را روی كسب و كار مردم نیز می‌گذاشت. اگرچه برخی از صنوف در ارتباط با شكم در این ماه تعطیل و یا كم‌كار می‌شدند، اما در عوض حمام‌ها، قهوه‌خانه‌ها، زورخانه‌ها و شیرفروشی‌ها به رونق می‌افتادند. رمضان كه از راه می‌رسید، كم‌فروش‌ها سنگ‌های قلابی‌شان را به انبار می‌بردند تا سنگ وزنه‌های دقیق را برای معامله با مردم مورد استفاده قرار دهند.
 نان شیرمال‌ها دوباره پرروغن و چرب پخته می‌شدند و تافتون و شیر به قیمت عادلانه عرضه می‌شد. در عین حال كه كسبه هم می‌كوشیدند تادوشادوش مردم در این ماه عزیز تزكیه نفس كنند، دستفروش‌ها نیز بساط‌شان را در گوشه‌گوشه شهر پهن می‌كردند. پارچه، ظروف مسی و لوازم آشپزخانه، از عمده‌ترین وسایلی بود كه این دستفروشان فصلی عرضه می‌كردند و بیشتر خانم‌ها مشتری‌اش بودند. خلاصه كسب و كار تهرانی‌های قدیم در این روزها پاك‌تر و پربركت‌تر می‌شد.

از سحری و افطار، تا پس‌افطاری و شب‌چره!

آیین‌های خورد و خوراك تهران قدیم نیز در ماه مبارك منحصر به فرد بود و حال‌وهوایی خاص داشت. مردم بیشتر در مورد سحری، قایل به خوردن برنج بودند، چون در طول روز كمتر باعث تشنگی می‌شد. هم‌چنین در كنار سحر به جای دوغ و ماست، از هندوانه و خربزه استفاده می‌كردند تا رفع عطش كنند.
در مورد افطار هم پای برخی از غذاهای اصیل تهرانی در میان بود؛ خوراكی‌هایی مثل ترحلوا، شیربرنج یا پالوده سیب كه بعد از اذان مغرب مورد استفاده مردم قرار می‌گرفت. چند ساعت پس از استفاده از این غذاهای سبك به عنوان افطاری، نوبت به پس‌افطاری می‌رسید كه امروز «شام» خوانده می‌شود.
آبگوشت، چلوكباب و انواع خورش‌ها از مهم‌ترین پس‌افطاری‌های مورد مصرف تهرانیان قدیم محسوب می‌شدند. این اما، وعده واپسین غذایی مردم نبود، چه این‌كه به‌زودی و ساعاتی مانده به سحر، سروكله «شب‌چره» پیدا می‌شد. زولبیا، بامیه و تنقلات اقلامی بودند كه خانواده‌ها در ساعات پایانی‌ شب دور هم جمع می‌شدند و ضمن مصاحبت با یكدیگر، از این شب‌چره‌ها هم استفاده می‌كردند.

تعزیه؛ از بین مردم تا دیوان حكومت
تعزیه‌خوانی در زمره قدیمی‌ترین عادات تهرانیان، بعد از اسلام به شمار رفته است. این رسم دیرین در روزهای ماه مبارك هم اجرا می‌شد و مردم از آن استفاده می‌كردند. تا پایان سلطنت محمدعلی‌شاه، مجالس تعزیه در كوچه و بازار به اجرا درمی‌آمد، اما در دوران احمدشاه، دامنه این مراسمات به ساختمان تكیه آقا در حصار بوعلی شیران (جنوب نیاوران) كشیده شد تا تعزیه‌ خاص رمضان، بعدازظهرها تا قبل از افطار در مقابل احمدشاه و خانواده سلطنتی اجرا شود.

بساط مارگیری به راه بود!

مردم تهران در ماه مبارك برای خودشان تفریحاتی هم داشتند. درواقع از آن‌جا كه برخی از مشاغل در این ماه تعطیل می‌شدند و مردم تا پاسی از شب بیدار می‌نشستند، صبح‌ها نیز به‌ندرت اثری از كسب و كار در شهر پیدا بود. در همین راستا، تفریحات دسته‌جمعی ارزشی مضاعف پیدا می‌كرد.
چنین بود كه در روزهای ماه مبارك، حلقه‌های دور مارگیرها و درویش‌ها گسترش می‌یافت و مردم با دیدن كارهای آن‌ها یا شنیدن حرف‌هایشان سرگرم می‌شدند. هم‌چنین پس از افطار نیز –تا فاصله موعد شام– جوانان دسته‌دسته از محله‌ای به محله‌ای دیگر می‌رفتند تا سرگرمی‌های خاص خود را بیابند. در این ایام، زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها و البته مساجد، جزو پاتوق‌های مردم بود. هم‌چنین، پس از افطار آبتنی كردن در حوضچه‌ حیاط، هنگامی كه ماه رمضان مصادف با تابستان بود، رسم دیگری به حساب می‌آمد.

مراد كشون!

در تهران قدیم رسم بر این بود كه شب 27ماه مبارك را شب مرگ ابن‌ملجم مرادی، قاتل امیر‌المومنین(ع) بدانند و در آن شادی كنند. در این شب مردم عمدتا كله‌پاچه تناول می‌كردند و آجیل مراد می‌خوردند.
 آجیل مراد، از خرما، پسته، فندق، تخمه، نخودچی، بادام، شكر و.... تشكیل می‌شد كه مردم محتویات آنان را با درخواست‌های خود، از كسانی كه نام فاطمه، علی و محمد داشتند می‌گرفتند و شب‌ها به عنوان شب‌چره، قبل از وعده سحری میل می‌كردند. در روز بیست هفتم‌ماه مبارك هم‌چنین بین 2نماز ظهر و عصر پیراهن مراد دوخته می‌شد. تکه های پارچه این پیراهن را فرد حاجتمند به صورت نذر تهیه می کرد و مردم با دوختن آن‌ها به یكدیگر و پوشاندن بر تن او، كمك می‌كردند حاجتش را بخواهد.

شیراز

در شیراز قدیم رسم بر این بود كه مردم به‌ویژه اگر ماه مبارك با ایام بهار و تابستان تلاقی می‌كرد، جمعه آخر شعبان را به تفرجگاه‌ها بروند و با تفریح كردن در قصرالدشت و سایر باغات، روحیه شادابی برای استقبال از رمضان بیابند. هم‌چنین در این شهر رسم بر آن بوده كه در اولین رمضان بعد از عروسی، خانواده دختر بساط افطاری را همراه با گل (كادوی عروس) به خانه داماد بفرستند.
 در شیراز نیز رسم شب‌چره خوردن خانوادگی بسیار مطرح و محبوب بوده است. رنگینك، ترحلوا، كوفته هلو، كشمش پلو و قنبرپلو جزو خوراكی‌های شیرازی در ماه مبارك بوده‌اند. هم‌چنین نان‌شیرین‌فروش‌ها هم در این ماه نوعی نان به نام «چاهی» پخت می‌كردند كه هنگام افطار، قبل از غذا با چای میل می‌شد.
 عمدتا مردم در این شهر رسم داشتند روزه خود را با یك استكان عرق گل گاوزبان باز كنند. با این همه مهم‌ترین رسم شیرازیان به نكوداشت آخرین جمعه ماه مبارك مربوط می‌شد كه به آن «جمعه‌الوداعی» می‌گفتند. در این روز خیل مردم در مسجدجمعه شیراز اجتماع می‌كردند و به‌ویژه حاجتمندان، صحن‌ها و شبستان‌ها را به اشغال خود درمی‌آوردند.
 نوشتن دعای سیاه‌سرفه روی پوست كدو، نوشتن دعای «چهل بسم‌ال...»، دعا برای گشایش‌بخت یا فرزنددار شدن و... بخشی از آیین‌های این روز بوده است. جالب این‌كه گروهی از دختران دم‌بخت به نیت باز شدن بخت‌شان،‌ قبل از حضور واعظ در مسجد، 3بار از منبر بالا و پایین می‌رفتند، زنان بی‌فرزند نیز گهواره كوچكی به نام «ننو» درست می‌كردند و به مسجد می‌آوردند.

مازندران

كوچولوها روزه سری می‌گیرند!
ماه مبارك رمضان در مازندران هم آداب و رسوم خاص خودش را دارد. مردم این خطه از دیرباز رسم داشته‌اند نزدیك به 3روز را به پیشواز این ماه عزیز بروند. ختم انعام برای حاجتمندان كه معمولا مقابل سینی‌هایی محتوی چند قرص نان، نمك و چند ظرف آب انجام می‌گرفته، بخش دیگری از مراسم خاص استقبال از ایام صیام بوده است.
خیلی جلوترهای كه اثری از آثار ساعت كوكی و تنظیم زنگ موبایل نبود، مازنی‌های حاجت‌دار یك پیت حلبی دور گردن‌شان می‌انداختند و كوفتن چوب به آن، اهالی را برای سحری بیدار می‌كردند. نذر حلوا در شب 15رمضان هم كه طی آن زنان با قند و چای و خرما و زغال به مسجد می‌رفتند، بخش دیگری از رسوم ماه مبارك در مازندران بوده است.
ازجمله آیین‌های بسیار جالب در شهر ساری، یكی افطاری بردن خانواده‌ها برای زندانیان بوده كه طی آن زنان با مجمع‌های مملو از خوراكی، به سمت زندان شهر حركت می‌كردند.نوع ویژه افطاری مازنی‌ها، «قرقرناق» نام دارد كه چیزی شبیه كوكو است و هنوز در آن منطقه یافت می‌شود.
ضمنا بچه‌های مازندرانی كه تازه به سن تكلیف می‌رسند، افطار نمی‌كنند تا از بزرگ‌ترها هدیه‌ای به نام «روزه‌سری» دریافت كنند. این هدیه در مورد پسربچه‌ها می‌تواند لباس باشد و در مورد دختربچه‌ها، غالباً زیورآلات یا چادر نماز است.

آذربایجان

رمضان بعد از قاباخلاما
مردم خطه آذربایجان از دیرباز به دینداری و مذهبی بودن مشهور بوده‌اند. رمضان در این منطقه حال و هوای عجیبی دارد. پیش‌ترها اهالی برای رویت هلال ماه به پشت‌بام‌ها می‌رفتند، یا سواری را به مناطق اطراف گسیل می‌كردند تا برایشان از آمدن ماه مبارك خبر بیاورد.
بسیاری از آذری‌ها مقیدند كه به پیشواز رمضان بروند. به این كار در آن فرهنگ «قاباخلاما» گفته می‌شود. «اوباش» دادن هم كه دیگر برای ترك‌ها اهمیت خاص خودش را دارد و به سفره‌های گشوده سحری اطلاق می‌شود كه آن‌ها، دیگران را برای تناولش وعده می‌گیرند.
 «نزیه»، نام نوعی شیرینی خاص است كه به منظور قرار گرفتن سر سفره افطار، فقط در ماه مبارك پخت می‌شود و بسیار خوشمزه است. خیلی قبل‌ترها، عشایر آذری‌ با كوفتن مشت به دیوار همسایه، او را برای خوردن سحری بیدار می‌كردند و این زنجیره خبررسانی، باعث می‌شد هیچكس خواب نماند.
خلاصه آن‌كه ماه مبارك كه با رصد هلال از پشت‌بام آغاز می‌شد، با زیارت اهل قبور در روز پایانی به سرانجامش می‌رسید. جالب این‌كه آذری‌های قدیمی معتقد بودند نگریستن به آیینه در هنگام از راه رسیدن ماه مبارك خوش‌یمن است و دقیقا به همین خاطر خیلی‌هایشان یك آیینه كوچك را با خود حمل می‌كردند.

سیستان و بلوچستان

آواز خوش سحرخوانی
در سیستان و بلوچستان، از خیلی سال پیش سحرخوانی و رمضان‌خوانی رواج داشته است. عده‌ای از مورخان سابقه سحرخوانی را به یك‌هزار سال پیش نسبت می‌دهند. این آیین كه در ماه مبارك و در ساعات پایانی منتهی به اذان صبح برگزار می‌شد، مخصوص ریش‌سفیدها و معتمدین شهر بود كه ترانه‌های عامیانه سیستانی را با صدای رسا و آواز خوش قرائت می‌كردند.
 در رمضان‌خوانی هم سروده‌ها غالبا محتوای مشابهی داشت، با این تفاوت كه بین روزهای هشتم و چهاردهم ماه مبارك انجام می‌گرفت. در این آیین، جوانان و نوجوانان حل جلوی در خانه حاجتمندان جمع می‌شدند و بعد از افطار، شروع به خواندن سرودهای محلی می‌كردند.
بعد از چند دقیقه صاحبخانه با هدیه‌ای مختصر به جمع آن‌ها می‌پیوست. این هدیه می‌توانست مقداری پول باشد یا تكه‌هایی از كلوچه‌های محلی سیستان كه توسط صاحبخانه به جوانان محل اهدا می‌شد.پس از این اتفاق، اگر صاحبخانه هم متمایل بود، همراه جوانان می‌شد تا ادامه راه را با آن‌ها برود. شب‌های احیا هم در سیستان حال و هوای عجیبی دارد و مساجد مملو از جوانان می‌شود.
 


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :15  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic