تبلیغات
بیو گرافی هرکس هر چیز - مطالب تیر 1390
جمعه 31 تیر 1390  07:43 ب.ظ

طولانی ترین غار خراسان

غار «مزدوران» یا «مزداوند» در 95 كیلومتری مشهد قرار دارد و یكی از قدیمی‌ترین غارهای خراسان لقب گرفته که با یك كیلومتر طول، یکی از بی نظیرترین غاری افقی ایران است. سرتاسر این غار با ستون‌ها و تشكیلات آهكی جالبی مثل استالاگمیت ها پوشیده شده و از همه مهم تر این غار كاملا امن و بی خطر است؛ البته اگر ترس شهرنشینان از خفاش را خطر تعبیر نکنیم!

طولانی ترین غار خراسان

این غار در سال 1335 توسط دو غارنورد (زنده‌یاد منوچهر مهران و زنده‌یاد خورشیدی) كشف شد که در آن زمان یكی از بزرگ‌ترین غارهای کشف شده در ایران به شمار می رفت. در این غار، یک تالار بسیار بزرگ وجود دارد كه محل زندگی خفاش‌های نسبتا كمیاب «نعل اسبی» است. اگرچه که این روزها به دلیل برق کشی این سالن و روشن بودن همیشگی آن خفاش‌ها مجبور به ترک سالن و پناه بردن به گوشه های دنج و تاریک و دور از دسترس آن شده اند.

طولانی ترین غار خراسان

برای تماشای غار مزدوران باید به 95 كیلومتری جاده مشهد – سرخس و 3 كیلومتری مزدوران سفر کنید؛ غاری که به دلیل نزدیكی به جاده، كوهنوردان، غارنوردان و حتی گردشگران ماجراجوی زیادی را به خود جذب می کند. این غار كه قدمت آن را تا هزاره‌ دوم پیش از میلاد تخمین می زنند در ارتفاعات چاهك و شورلق واقع شده و دهانه آن در میان تخته سنگی رو به مشرق قرار دارد. عرض ورودی آن 2 متر و ارتفاع آن 5/2 متر است و شما را به تالار 100 متری آن که 50 متر عرض و 20 متر ارتفاع دارد، دعوت می کند.

طولانی ترین غار خراسان

داخل غار خشك است و برای تهیه آب باید از چشمه بزرگی كه در نزدیكی غار وجود دارد، استفاده كنید. بد نیست بدانید که در نزدیكی مزدوران چشمه های آب گرم معدنی نیز وجود دارد.

در نزدیکی این غار، غار دیگری به نام بزنگان وجود دارد که برای دیدن آن باید به جنوب غربی روستای بزنگان از توابع شهرستان سرخس بروید. قدمت این غار هم به دوره پیش از میلاد می رسد و از لحاظ تاریخی در زمره آثار تاریخی ایران قرار دارد که با شماره 659 به ثبت رسیده است. روستای بزنگان در 128 کیلومتری شرق مشهد در یک منطقه دشتی قرار دارد و رشته کوه زیبای آن در بین کوهنوردان کشور شهرت زیادی دارد.

طولانی ترین غار خراسان


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 31 تیر 1390  04:41 ب.ظ

سری به موزه حسین بهزاد

 

خانه استاد بزرگ نقاشی ایرانی برعکس خیلی از خانه‌های تاریخی تهران خوشبختانه هنوز پابرجاست. آن هم به لطف بازسازی نه چندان پایبند به معماری سنتی و اصیل خانه. کاشی کوچکی هم که به دیوار نصب شده و نام خانه بهزاد را روی خود دارد، از کتیبه خیلی آپارتمان‌های اطراف کوچک‌تر و محقرتر است. شاید سرنوشت این بود که بهزاد، استاد بزرگ مینیاتور، افتخار ایران زمین، با وجود همه افتخار هم وطنانش به این هنر، هیچ گاه در کشورش آن طور که شایسته است، قدر نبیند. چه قبل مرگ و چه بعد مرگ.

سری به موزه حسین بهزاد

. وقتی حسین، بهزاد شد

سال 1280 شمسی، حسین هفت ساله پدر و سپس استاد قلمدان سازش را از دست داد تا دور از مدرسه و با مشق نقاشی روزگار سختی را بگذراند. در18سالگی صاحب مغازه مستقلی شد و به تدریج در کپی برداری از آثار بزرگان مینیاتور معجزه کرد. این کپی‌های غیرمجاز در آن زمان بارها به جای اصل اشتباه گرفته می‌شدند. حتی می‌گویند یکی از بزرگان وقت یک کتاب خطی خمسه نظامی را به بهزاد می‌دهد تا نگارگری کند و بعد در سفر به اروپا این کتاب را به عنوان یک نسخه قدیمی به بهای گزافی می‌فروشد و البته قرانی هم دست استاد تنگدست و بااستعداد ما را نگرفت. بعدها پسر جوان به این صرافت افتاد که به همین عنوان روزگار بگذراند. یعنی با مبلغی کم مینیاتور بکشد و بعد تاجران و عتیقه فروشان آن را به اروپا ببرند و صدها برابر به موزه‌ها و کلکسیونرها بفروشند و قالب کنند.

تا اینکه در سال 1314، باز لطف یک غیرایرانی اما در عین حال ایران دوست، به نام رابینو – مستشرق فرانسوی شامل حال حسین بهزاد شد و توانست به پاریس برود. موزه لوور فرصت گران بهایی برای او بود تا روی آثار مینیاتور مطالعه کند و شیوه کارش را بهتر و بهتر کند. در بازگشت به ایران حسین بهزاد به درجه‌ای رسیده بود که دیگر سفارشی کار نکند و آثار ماندگار هنری‌اش را خلق کند. 400 اثر و البته 17 نمایشگاه حاصل فعالیت‌های هنری این استاد مشهور هنر ایرانی بود. این‌ها را در بیوگرافی نصب شده داخل خانه، کنار عکس بهزاد هم می‌توانید پیدا کنید. عکسی که لو می‌دهد این خانه متأسفانه آن قدرها هم سبک و سیاق سابق و اصیلش را حفظ نکرده است.

سری به موزه حسین بهزاد

. همه خانه‌های بهزاد

اما خانه‌های بهزاد چند تاست؛ یکی که در ابن‌بابویه است، همان که بعد از مرگش در 21 مهر1347اختیار کرد. این یکی هم که در خیابان بهزاد بود، حالا در خیابانی به نام دیگر است و فقط همان خانه مانده. خانه‌ای که وصیت کرده بود در آن آموزش هنر برپا شود. اتفاقاً همین طور هم شد و پسر بهزاد در اوایل دهه 70 به همین شرط آن را به سازمان میراث فرهنگی تحویل داد و بعد از چند سال بازسازی حالا هنرهای سنتی در آن تدریس می‌شود و هنرجو هم کم ندارد.

اما یک ساختمان دیگر هم نام بهزاد دارد؛ موزه‌ای در خیابان ولیعصر، در مجموعه کاخ سعدآباد. در سال 1373 به مناسبت صدمین سال تولد استاد، موزه بهزاد افتتاح و آثار نقاشی‌اش در چهار سالن به نمایش گذاشته شد. حالا با بلیت ارزان 300 تومانی می‌توانید آثاری بسیار مشهور و ماندگار مانند چوگان بازی، مناظره شیرین و فرهاد، رمال، عقدکنان، سقای شل و... و چهره نگاری‌های معروف بهزاد از حافظ، سعدی، خیام و عطار را ببینید.

سری به موزه حسین بهزاد

. خاصیت خانه‌ها و خیابان‌ها

حالا می‌شود سطرها و سطرها غر بزنیم و ایراد بگیریم از اینکه بازسازی خانه بهزاد، اصولی نبوده. اینکه صاحب‌خانه خوب شناسانده نشده و یک تابلوی کوچک در آن محله شلوغ همه معرف این خانه تاریخی و با ارزش است. اما وقتی یاد خانه‌های تاریخی دیگری مثل خانه سهراب یا خانه پروین اعتصامی می‌افتیم باز کمی دلگرم می‌شویم یا حتی خانه دایی جان ناپلئون که در حافظه تاریخی هزاران هزار ایرانی جا داشت؛ اما هستند کسانی که در این میان، نظر دیگری هم دارند. آن‌ها می‌گویند خانه بهزاد، همان تابلوها و آثار جهانی‌اش است، نه این خانه کوچک خیابان نوفلاح. حرف بیراهی نیست اما صحبت از حفظ اصالت و فرهنگ و هنر یک شهر و یک تمدن است. خانه بهزادها باید به عنوان سمبلی از تهران قدیم بمانند. تهرانی که زمانی در خانه ساختنش، ظرافت‌هایی به کار می‌رفت که محصول ذوق و هنر ایرانی بود، نه مثل این ساختمان‌های بدقواره و بی تناسب با ما. محله‌ها و ساختمان‌های قدیم فقط سنگ و آجر و چوب نیستند، از روزگار رفته این سرزمین حکایت‌ها دارند. بخشی از میراث جمعی ایرانیان هستند که اصلاً نباید نسبت به ویرانیشان بی تفاوت بمانیم. خوشبختانه برخلاف مزار سوت و کور بهزاد در ابن‌بابویه که کمتر کسی سراغش را می‌گیرد، خانه بهزاد و موزه بهزاد پابرجایند و کم و بیش پررونق می ماند فقط قضیه خیابان بهزاد که کاملا حق او است اما از او دریغ شده است.

سری به موزه حسین بهزاد

.خیابانی که نیست

در دهه 40شمسی مصوب شد که دولت مادام‌العمر به استاد بهزاد، مستمری پرداخت کند و خیابانی را هم که خانه‌اش در آن قرار داشت، به نامش کرد. اکنون این خیابان به نام شهید بزرگوار نوفلاح نام گذاری شده اما می‌شود به پیشنهاد مجله تندیس عمل کرد و خیابان را با تقسیم به شمالی و جنوبی نام هر دو بزرگوار را روی آن گذاشت یا خیابانی دیگر در آن محله را به نام استاد حسین بهزاد کرد. گویا زمانی یکی از اعضای شورای شهر هم قول مساعد در این به اره داده بود اما هنوز که این قول عملی نشده. به هر حال یک خیابان برای نام گذاری، کم‌ترین سهم برای بهزاد است که «ژان کوکتو» نویسنده و هنرمند معروف فرانسوی درباره‌اش گفته است: «بهزاد پیغمبر افسونگری است از مشرق زمین داستان سرا. اگر همیشه مشرق زمین به قصه‌های هزار و یک شب و کاخ‌های طلایی و کنیزکان زیبایش برای ما داستان‌ها می‌گفته، این بار، مردی با موهای سفید و چشمان بانفوذ و اندامی با خط‌ها و رنگ‌هایش اشکال افسون کننده در مقابل چشمان ما گسترده است. بدون شک در مینیاتور قرن ما، یک استاد از جهت قدرت طرح و رنگ آمیزی وجود دارد که او حسین بهزاد هنرمند ایرانی است.».

سری به موزه حسین بهزاد


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 31 تیر 1390  11:37 ق.ظ

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

داماش این روزها صفحه دیگری از زیبایی‌های زندگی را به رخ ما می‌کشد. سوسن چلچراغ یا سوسن سفید از گیاهان انحصاری فلات ایران است که در این روزها گل‌های زیبایش را به نمایش می‌گذارد. زیستگاه این گل به مساحت 6000 متر مربع که رویشگاه منحصر به فرد گیاه سوسن سفید است در سال 1355 به عنوان اثر طبیعی ملی شناخته شد این اثر طبیعی در ناحیه داماش از توابع شهرستان رود بار قرار دارد و یک ذخیره گاه ژنتیکی برای این گیاه کمیاب محسوب می‌شود. دامنه ارتفاعی این زیستگاه 1750 تا 2000 متر و دما و متوسط بارندگی سالیانه 10 درجه سانتی‌گراد و 450 میلی متر است. این منطقه دارای اقلیم نیمه مرطوب معتدل می‌باشد. اقطی، گرنه، بنفشه، انواع سرخس، گل قاصد، شبدر وحشی و سرخ ولیک از جمله گونه‌های گیاهی منطقه به شمار می‌آیند. هر ساله شکوه و زیبایی شگفت انگیز گل‌های سوسن سفید، دوستداران طبیعت را به این منطقه جلب می‌کند.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

مسیر دسترسی به این منطقه بزرگ راه قزوین به شهر لوشان است که به سمت فرعی جیرنده منشعب می‌شود. جاده‌ای  ناهموار و پیچ در پیچ که در دامنه‌هایی تقریباً خشک و کم پوشش امتداد می‌یابد از لوشان تا جیرنده حدود 42 کیلومتر است و از آنجا هم حدود 40 کیلومتر تا روستای داماش مسیر باقی می‌ماند. جاده فاقد کم‌ترین علائم راهنمایی جاده‌ای است و راه را فقط با پرسش از رهگذران و ماشین‌های عبوری می‌توان یافت. البته اگر از محلی‌ها سراغ داماش و چلچراغ‌هایش را بگیرید زودتر مسیر را خواهید یافت.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

راستی حتماً یادتان باشد که بدون تن پوش گرم نمی‌توان در آن هوای سرد دوام آورد و آن بالا فقط مه  است و ابر و چمنزارهای سبز با گل‌های رنگین. تمام مسیر جاده به سوی داماش پوشیده از بوته‌های بزرگ گل بابونه سفید و بوته‌های رنگین کلاه میرحسن است که در هیچ کجای دیگری به این انبوهی یافت نمی‌شود. به نظر می‌رسد که گل‌های بابونه سفید جای تابلوهای گردشگری را گرفته‌اند و مسافران را به سرزمین  سوسن‌های چلچراغ می‌برند.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

داماش بر بلندای زمین ایستاده است، نزدیک آسمان، تکیه داده بر کوهی زیبا و آرمیده بر بازوی بلند و بستر جنگلی سبز و چشم بر دامنه‌های رنگین بی شمار دوخته است. داماش جایی که تنها در خیال می‌گنجد. پس ارزش آن را دارد که این همه پیچ و خم خاکی را پشت سر بگذاریم. داماش ییلاق اهالی جیرنده است. آن‌ها 7 ماه از سال را در جیرنده می‌گذرانند و 5 ماه را هم به زیبایی‌های داماش مهمان می‌کنند.

جای تأسف است که عمارلو تنها منطقه سوسن چلچراغ هیچ جایی برای شب ماندن مسافر ندارد. نه اتاقی نه کمی مسافران که به این سمت می‌آیند جایی برای اقامت ندارند. بنابراین در این جا خانه‌ای برای شب اجاره داده نمی‌شود.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

 البته مسافران این منطقه طبیعت گردند و بیش از هر چیزی دوست دارند در دل طبیعت و با استفاده از کمپ و چادر شب را به صبح برسانند. بنابراین اگر شما با آژانس به این سمت آمده باشید و شب را در جوار سوسن‌های چلچراغ گذرانده باشید، مشکلی برای اقامت ندارید. آن‌ها خود کمپ را با استفاده از چادرهای مسافرتی برقرار می‌کنند. اما اگر به صورت گروهی می‌آیید حتماً به این مساله فکر کنید دلایل مهمی وجود دارد که باید حتماً شب را در عمار او و داماش باشیم.

یکی این که اگر بخواهید سفر را در یک روز خلاصه کنیم با توجه به دوری مسیر خستگی آن در جان ما باقی می‌ماند دلیل مهم‌تر این که زیبایی و درخشش سوسن‌های چلچراغ در شب‌های مهتابی را از دست خواهیم داد. بنابراین پیش از این که پا به پای جاده شویم باید چادرهای مسافرتی را آماده کنیم. وقتی آنجا می‌رویم مسافرانی را می‌بینیم که درست رو به روی چلچراغ‌ها و بیرون از منطقه فنس کشی شده چادر زنده‌اند و شب زیبای روستا را به نظاره نشسته‌اند.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

طبیعت گردی در همه دنیا آداب خاص خود را  دارد. نباید کوچک‌ترین آزاری به طبیعت برسد. وقتی که موضوع هم سوسن‌های منحصر به فرد داماش باشد مواظبت‌ها و مراقبت‌ها باید بیشتر شود. در تمام دنیا تنها یک محدوده هفت هکتاری است که سوسن چلچراغ در آن به صورت کلونی می‌روید. این محدوده را فنس کشیده‌اند. ورود به آن با همراهی نگهبان ممکن است یا با مجوز تخریب هر گونه گیاه در محدوده رویش سوسن چلچراغ ممنوع است. آسیب به خود سوسن هم جریمه دارد. از ریشه درآوردن هر پیاز مساوی است با پرداخت یک جریمه 400 هزار تومانی.

داماش جشن سالیانه سوسن چلچراغ

داماش تنها در سوسن‌هایش خلاصه نمی‌شود. جنگل پیمایی هم از جمله لذت‌هایی است که نباید از دست بدهیم. اگر با آژانس‌های تخصصی همراه شوید اطلاعات بسیار زیادی درباره پوشش گیاهی و حیوانی منطقه به شما می‌دهند با آن‌ها هم‌سفر شوید خیلی راحت ردپای پلنگ و گونه‌های دیگر حیوان را به شما نشان می‌دهند. اگر هم اهل خوابیدن تا وسط‌های ظهر نباشید و صبح قبل از طلوع آفتاب به جنگل بزنید از نزدیک گونه‌های حیوانی منطقه را خواهید دید سرو کهنسال هرزویل را هم از دست ندهید. قدمت دارد برای خودش قدمت این سرو 1000 سال تخمین زده شده چون ناصرخسرو 900سال پیش، از این سرو در سفرنامه خود نام برده است. در انتها پیشنهاد می‌شود در این سفر کفش مناسب پیاده روی، کلاه و عینک آفتابی، لباس گرم، بادگیر، بارانی، ظرف آب، کیسه خواب یا وسایل خواب، چراغ قوه و ظروف شخصی به همراه داشته باشید.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها