تبلیغات
بیو گرافی هرکس هر چیز - مطالب نویسنده
جمعه 23 آبان 1393  08:14 ب.ظ
نوع مطلب: (سیاستمدار ،آقا ،نویسنده ،) توسط: موسی نایینی

ماکسیمیلیان روبسپیر


اکسیمیلیان فرانسوا ماری ایزدور دو روبِسپیر (به فرانسویMaximilien François Marie Isidore de Robespierre) (زاده ۶ مهٔ ۱۷۵۸ - درگذشته ۲۸ ژوئیه ۱۷۹۴) یکی از معروفترین رهبران انقلاب فرانسه بود. وی یکی از تأثیرگذارترین اعضای کمیته نجات ملی انقلاب فرانسه بود و نقش به سزایی را در دوره وحشت پس از انقلاب و به راه‌انداختن آن بازی کرد. دوره وحشت و سرکوب، با دستگیری و اعدام خود وی با گیوتین به پایان رسید.

روبسپیر، به سبب قیافه عجیب و لهجه دهاتی و پشتکار خارق العاده‌ای که داشت، تا مدتی مورد استهزاء و تحقیر نمایندگان قرار داشت. این متفکر انقلابی دارای مرام واضح و مشخصی بود و به خودش اجازه نمی‌داد که ذره‌ای از آن منحرف شود و بدین جهت، نطق‌های او عمیق و دقیق بود، ولی چون فاقد حرارت بیان بود، نمی‌توانست مثل میرابو و بارانف شنوندگان را تحت تأثیر قرار دهد، با اینکه تفکر عمیق و ژرف بینی او را نداشتند. نطق‌های لوشابلیه و لامیت و بیتیون و سییس، همه وقت نطق‌های او را تحت‌الشعاع می‌گرفتند، زیرا روبسپیر از ظاهرسازی و اغفال و بازی با احساسات نمایندگان و شنوندگان متنفر بود و حتی برای یک مرتبه هم سعی نکرد تا شنوندگان خود را، با ذکر لطیفه‌ای بخنداند.

برخی اوقات، فرانسوی ها، او را «فساد ناپذیر» می نامند. سابقه این لقب، به یکی از سخنرانی‌های «ژان پل مارا» (یکی از شخصیت‌های انقلاب فرانسه) بر می‌گردد که در آن روبسپیر را «فساد ناپذیر» خوانده بود و با استقبال اغلب فرانسویان روبرو شد. تا جایی که به گفته رومن رولان، «لابیل گویار»، تک چهره‌ای که در سال ۱۷۹۱ از روبسپیر نقاشی کرده بود را با عنوان «فساد ناپذیر» نامگذاری کرد.

اغلب مبارزات سیاسی روبسپیر، در کسوت یک حقوقدان و یا نماینده پارلمانی انجام گرفته است. انگار او می خواسته با استفاده از قوانین حقوقی، زندگی فرانسویان را بهبود ببخشد. او ایده‌های خود را در غالب لوایح قانونی به مجلس نمایندگان می‌برد، بیشتر مخالفانش را با محاکمه حقوقی مغلوب می‌کرد، برای تحت فشار گذاشتن نجبا و فئودال ها، لوایح قانونی متعددی پیشنهاد می‌داد و حتی در دوره‌هایی که در میان سیاست‌مداران فرانسوی، منزوی بود، به پشتوانه قوانین، هفته‌ها موقعیت سیاسی خود را حفظ می‌کرد.

روبسپیر در زمانه‌ای زندگی می‌کرد که نظام سیاسی فرانسه از یک وضعیت سلطه سلطنتی به یک وضعیت حقوقی-بوروکراتیک تغییر می‌کرد. هدف اصلی سیاست‌مداران انقلابی فرانسه، در این دوره، اصلاح قوانین موجود و یا وضع قوانین جدید به منظور بهبود زندگی فرانسویان بود. آنها حتی برای برخی از مفاهیم انتزاعی (مانند آزادی) قوانین مشخص و مدونی تصویب کردند.

اما ویژگی بارز روبسپیر در این است که او برخلاف مرام و مسلک بیشتر چهره‌های انقلابی دنیا، کمتر در کارناوال‌های خیابانی شرکت می‌کرد.



جمعه 23 آبان 1393  08:09 ب.ظ
نوع مطلب: (نویسنده ،سیاستمدار ،آقا ،) توسط: موسی نایینی

زندگی نامه کارل مارکس

کارل هاینریش مارکس (به آلمانی: Karl Heinrich Marx) (زادهٔ ۵ مه ۱۸۱۸ در تریر، پروس - درگذشتهٔ ۱۴ مارس ۱۸۸۳ در لندن، انگلستان) متفکر انقلابی، فیلسوف، جامعه‌شناس، تاریخ‌دان، اقتصاددان آلمانی و از تأثیرگذارترین اندیشمندان تمام اعصار است.او به همراه فردریش انگلس، مانیفست کمونیست[۴] (۱۸۴۸) که مشهورترین رسالهٔ تاریخ جنبش سوسیالیستی است را منتشر کرده‌است. مارکس همچنین مؤلّف «سرمایه» مهم‌ترین کتاب این جنبش است. این آثار به‌همراه سایر تألیفات او و انگلس، بنیان و جوهرهٔ اصلی تفکّر مارکسیسم را تشکیل می‌دهد.«تاریخ همهٔ جوامع تا کنون، تاریخ مبارزهٔ طبقاتی بوده است.» از جمله مشهورترین جملات مارکس دربارهٔ تاریخ است که در خط اوّل مانیفست کمونیست خلاصه شده‌است.
زندگی و تأثیرات[ویرایش]
کارل مارکس فرزند سوم هاینریش مارکس لوی (Marx Levi)، یک وکیل دادگستری یهودی بود که از خانوادهٔ خاخام‌های معروف شهر محسوب می‌شد. هاینریش «مارکس لوی» به خاطر محدودیت‌هایی که دولت پروس برای حقوق‌دانان یهودی قائل شده بود و به خاطر این که بتواند شغل خود را در دادگستری حفظ کند، به شاخهٔ پروتستان مسیحیت گروید و از آن پس خود را هاینریش مارکس نامید. در سال ۱۸۲۴ فرزندان وی نیز به مسیحیت گرویدند.

کارل مارکس در شهر تریر دورهٔ دبیرستان را به پایان رساند و در دانشگاه شهر بن به تحصیل رشتهٔ حقوق پرداخت. یک سال بعد به برلین عزیمت کرد و در دانشگاه آن شهر در رشته‌های فلسفه و تاریخ به تحصیل ادامه داد. مارکس در سال ۱۸۴۱ با ارائهٔ تز دکترای خود دربارهٔ اختلاف فلسفهٔ طبیعت دموکریتوس و اپیکور تحصیلات دانشگاهی خود را از راه مکاتبه‌ای در دانشگاه ینا به پایان رساند. او به امید آن که بتواند در دانشگاه بن تدریس کند به آن شهر رفت ولی دولت پروس مانع اشتغال وی به‌عنوان استاد دانشگاه شد. مارکس در این زمان به روزنامهٔ نوبنیاد لیبرال‌های جبههٔ اوپوزیسیون شهر کلن پیوست و به‌عنوان عضو ارشد کادر تحریریهٔ روزنامه مشغول به کار شد. در این دوره مارکس یک هگلی بود و در برلین به حلقهٔ هگلی‌های چپ (شامل برونو باوئر و دیگران) تعلّق داشت. در طول همین سال‌ها لودویگ فویرباخ نقد خود را از مذهب آغاز نموده و به تبیین دیدگاه ماتریالیستی خود پرداخت. ماتریالیسم فویرباخ در سال ۱۸۴۱ در کتاب جوهر مسیحیت به اوج خود رسید. دیدگاه‌های فویرباخ، به‌خصوص مفهوم بیگانگی مذهبی او، تأثیر زیادی بر سیر تحوّل اندیشهٔ مارکس گذاشت. این تأثیرات را می‌توان به‌وضوح در کتاب «دست‌نوشته‌های اقتصادی فلسفی ۱۸۴۴» و به‌صورت پخته‌تری در کتاب سرمایه مشاهده کرد.

از مجموعه
مارکسیسم
Karl Marx
آثار تئوریک
علوم اجتماع
اقتصاد
تاریخ
فلسفه
افراد
انتقادها

مارکس مبارزهٔ عملی سیاسی و فلسفی را به‌همراه دوست نزدیکش، فردریک انگلس، آغاز کرد و با او بود که یک سال پیش از انقلابات ۱۸۴۸ «بیانیهٔ کمونیست» را به رشتهٔ تحریر در آورد. مارکس در این سال‌ها با محیط دانشگاهی و ایده‌آلیسم آلمانی و هگلی‌های جوان قطع رابطه کرد و به مسائل جنبش کارگری اروپا پرداخت و از ابتدا در انجمن بین‌الملل اول که در ۱۸۶۴ تأسیس شد، نقش بازی کرد و نهایتاً دبیر این انجمن شد. او اوّلین جلد کتاب مشهورش، سرمایه، را در ۱۸۶۷ منتشر کرد. این کتاب حاوی نظریات او در نقد اقتصاد سیاسی است.

کارل عاشق دختری شد و با پدرش قهر کرد و با معشوقه‌اش به پاریس و سپس لندن رفت. او بیش از ۳۰ سال آخر عمر را در لندن و در تبعید گذراند و همان‌جا درگذشت. عقاید وی که در زمان خودش نیز طرفداران بسیاری یافتند، پس از مرگ توسّط افراد بیشتری تبلیغ می‌شدند. با پیروزی و قدرت‌گیری بلشویک‌ها در روسیه در ۱۹۱۷ طرفداران کمونیسم و مارکسیسم در همه جای دنیا رشد کردند و چند سال پس از جنگ جهانی دوم، یک سوم مردم دنیا حکومت‌های مارکسیست داشتند. رابطهٔ این «مارکسیست»های متعدّد با اندیشهٔ مارکس مورد اختلاف‌نظر است. خود مارکس یک بار در مورد دیدگاه‌های حزبی سوسیال دموکراتیک در فرانسه که خود را مارکسیست می‌دانست، گفت: «خوبست حداقل می‌دانم که من مارکسیست نیستم!»

در یک نظرخواهی از شنوندگان «رادیو ۴» (ایستگاه رادیویی متعلّق به رادیوی بی‌بی‌سی انگلستان در سال ۲۰۰۵)، کارل مارکس به عنوان بزرگترین متفکر هزارهٔ دوم انتخاب شد. پیشتر در آغاز هزارهٔ جدید کاری مشابه توسّط وب‌گاه انگلیسی زبان بی‌بی‌سی انجام گرفته بود که ۲ میلیون نفر از مردم کشورهای گوناگون از سرتاسر جهان در این نظرخواهی شرکت کرده و از میان اندیشمندان هزاره، کارل مارکس مقام نخست را یافت و آلبرت انیشتین و آیزاک نیوتون با فاصله‌ای بسیار از او به‌عنوان نفرات دوم و سوم انتخاب شدند


جمعه 30 خرداد 1393  04:30 ب.ظ
نوع مطلب: (نویسنده ،هنرمند ،آقا ،) توسط: موسی نایینی

بیوگرافی  امین تارخ 
امین تارخ (زاده ۲۰ مرداد ۱۳۳۲ در شیراز)، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و مدرس رشته بازیگری است که در در فیلم‌های متعدد، تعدادی نمایشنامه و مجموعه تلویزیونی ایفای نقش کرده است. از معروفترین نقش‌هایی که وی ایفا نموده نقش اول در مجموعه تلویزیونی ابن سینا است.
وی در شیراز متولد شد. و تحصیلات ابتدائی و راهنمائی خود را در شیراز به اتمام رساند. او در سال ۱۳۵۶ از دانشکدهٔ هنرهای نمایشی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و تحصیلات تکمیلی خود را در سال ۱۳۶۳ با کسب مدرک فوق لیسانس در رشته مدیریت فرهنگی به پایان برد.
امین تارخ به مدت ۲۵ سال است که به عنوان هنرپیشه آزاد به فعالیت می‌پردازد و نقش‌های زیادی را در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی و تئاتر ایفا کرده است. تارخ هم به عنوان هنرپیشه و هم به عنوان عضو هیأت داوری در جشنواره‌های ملی بیشمار و همینطور به عنوان عضو هیئت مدیره خانه سینما حضوری فعال داشته است. او همچنین به عنوان میهمان به جشنواره‌های مسکو، ژاپن و آلمان دعوت شد. او در سال ۱۳۷۳ اولین مدرسه بازیگری را به نام کارگاه آزاد بازیگری در تهران تأسیس کرد که یکی از مؤسسات آموزش بازیگری سینما در ایران محسوب می‌شود. فارغ‌التحصیلان کارگاه آزاد بازیگری تا سال ۱۳۸۷، تعدادی از جوایز هنرپیشه برتر را به خود اختصاص داده‌اند. از فارغ التحصیلان این موسسه که وارد عرصه‌های بازیگری شده‌اند می‌توان افراد ذیل را نام برد:حبیب رضایی، مهتاب کرامتی، ترانه علیدوستی، شهاب کسرایی، پوریا پورسرخ، مریم بوبانی، بیتا بادران، غزل صارمی، مجید مشیری، رامین راستاد، مهدی امینی خواه، شبنم مقدمی، شهرام قاعدی، بیتا سحرخیز، شهناز شهبازی، مینا احمدوند، پاشا رستمی و ... در سال ۱۳۷۹ این مؤسسه اقدام به برقراری ارتباط با سایر مدارس بین‌المللی آموزش بازیگری کرد و امین تارخ به مرکز فیلیندرز درامای استرالیای جنوبی دعوت شد. او دو سال با عنوان مدرس در این دانشگاه تدریس کرد. تارخ از سال ۱۳۷۶ به عنوان یکی از چهره‌های برتر احیای تئاتر ایران شناخته شد. او در هجدهمین جشنواره تئاتر و فیلم فجر هم به عنوان یکی از اعضای هیأت داوران و هم به عنوان یکی از کارگردان‌های هنری حضور یافت.
در برنامه جمعه شب برنامه هفت مورخ ۸ بهمن ماه ۱۳۸۹ که امین تارخ به عنوان مهمان در آن حضور داشت مصاحبه‌ای با فریماه فرجامی پخش شد که بینندگان در آن فریماه فرجامی را در حالی که از نظر جسمی بیمار و ذهنی نامتعادل بود مشاهده کردند در حالیکه وی توسط سوالات سطحی و بی‌مایهٔ مصاحبه کنندگان احاطه شده بود و گاهی نیز سوالاتی مطرح و جملاتی گفته می‌شد که حالت تمسخر آمیز و تحقیر آلود داشت.

در این وضعیت خانم فرجامی در مورد مسعود کیمیایی، ابوالفضل پورعرب، امین تارخ و فاطمه معتمدآریا مطالبی را بیان کردند که مشخص بود ناشی از وضعیت ذهنی نامتعادل فعلی ایشان است. پس از پایان مصاحبه، امین تارخ که همچنان در شوک است، از پخش چنین مصاحبه‌ایی و نمایش خانم فرجامی در چنین وضعیتی ابراز تاسف می‌کند و می‌گوید که برای حفظ شأن و شخصیت بازیگر ایرانی و شخص خانم فرجامی باید این مصاحبه کوتاهتر می‌شد تا مردم متوجه بعضی حقایق (وضعیت خاص فعلی خانم فرجامی) نشوند.

پس از آن نیز رخشان بنی‌اعتماد در بیانیه‌ای این گونه تخریب شخصیت بازیگران را محکوم کرده و پس از آن نیز شورای تهیه کنندگان و سایر اصناف هنری این حرکت برنامه هفت را محکوم کردند.
۱۳۶۰ - مرگ یزدگرد
۱۳۶۵ - چمدان
۱۳۶۵ - پرنده کوچک خوشبختی
۱۳۶۵ - پاییزان
۱۳۶۶ - سرب
۱۳۶۸ - مادر
۱۳۶۸ - جستجوگر
۱۳۷۰ - شقایق
۱۳۷۰ - دلشدگان
۱۳۷۱ - مجسمه
۱۳۷۱ - سارا
۱۳۷۲ - آنها هیچکس را دوست ندارند
۱۳۷۳ - آرزوی بزرگ
۱۳۷۴ - ماه و خورشید
۱۳۷۴ - شیخ مفید
۱۳۷۴ - توطئه
۱۳۷۶ - هفت سنگ
۱۳۷۶ - قاعده بازی
۱۳۷۶ - ساغر
۱۳۷۸ - عشق + ۲
۱۳۸۳ - رازها
۱۳۸۴ - پرونده هاوانا
۱۳۸۴ - پابرهنه در بهشت
۱۳۸۵ - ساعت ۲۵
۱۳۸۵ - رئیس
۱۳۸۸ - زمهریر
۱۳۸۸ - باغ قرمز
تلویزیون[ویرایش]
۱۳۵۴ - شهر من، شیراز
۱۳۵۶ - ارثیه ایرانی
۱۳۶۰ - سربداران
۱۳۶۳ - بوعلی سینا
۱۳۷۱-۷۲ - آپارتمان
۱۳۷۱ - محکمه عدالت
۱۳۷۶-۷۷ - هفت‌سنگ
۱۳۸۱ - معصومیت از دست رفته
۱۳۸۶ - اغما
۱۳۸۹ - جراحت
۱۳۹۳ - راه شیری
تئاتر[ویرایش]
۱۳۵۲ - لورنزاچیو
۱۳۵۲ - هنری چهارم
۱۳۵۴ - اتللو
۱۳۵۵ - لازارتی
۱۳۵۵ - زن نیک سچوان
۱۳۵۸ - مرگ یزدگرد
۱۳۵۸ - بکت
۱۳۷۲ - تنبورنواز
۱۳۷۶ - شاعر
جوایز و انتخابها[ویرایش]
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (پرونده هاوانا)
لوح تقدیر بازیگر نقش اول مرد مجله گزارش فیلم (مجسمه) - سال ۱۳۷۲
دوره ۱۵ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۷۵
دوره ۲۴ جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال ۱۳۸۴
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (ماه و خورشید)
برنده تندیس شبکه سوم سیما بهترین بازیگر نقش اول مرد (معصومیت از دست رفته)
برنده تندیس حافظ مجله دنیای تصویر بهترین بازیگر نقش اول مرد (معصومیت از دست رفته)
برنده تندیس جشنواره عاشورائیان بهترین بازیگر نقش اول (معصومیت از دست رفته)
لوح افتخار به عنوان «هنرمند ملی» - سال ۱۳۸۷
نسبت با سایر هنرمندان[ویرایش]
پری امیرحمزه (مادر زن)
منصوره شادمنش (همسر)
مسعود کرامتی (باجناغ)
فرخنده شادمنش (خواهر زن)
نیما تارخ (فرزند)
مانی تارخ (فرزند)
نامی تارخ (فرزند)
مهدی تارخ (برادر)


  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
آخرین پست ها